تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
اين بود كه حق تعالى از براى بنى اسرايل بديد آورده بود به جائى كه آنجا چشمهء آب نبوده بود هرگز . باز گفت :
وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ ] a 331 [ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ .
« 1 » از پريان يك گروه آن بودند كه پيش او كار كردندى . و بقصّه‌ها چنين آمده است كه هرچه آوردنى بودى [ بر ] ديوان بودى و هر چه ساختنى بودى بر پريان . و قال بعضهم پريان نگار كردندى و ديوان بنايها كردندى . و بقصّها آمده است كه هفت چيز در عالم ديوان ساخته‌اند بوقت سليمان كه آدميان نكرده‌اند : يكى گرمابه . ديگر آسياب . سه ديگر آهنگرى . چهارم آهن گداختن : و پنجم از كوه سنگ بريدن . قوله تعالى :
وَ مِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ .
« 2 » گفت از ديوان گروهى بودند كه به دريا فرو شدندى . و كارهاى ديگر كردندى جز آن .
يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثِيلَ
« 3 » . معنى چنان كه او خواستى مثالشان بدادى . و در ظاهر تفسير محاريب جايها « 4 » بود بزرگ كرده ، و تماثيل جايها « 4 » بود به صورت كرده . اگر سؤال كنند كه روا بود كه سليمان صورت كردن فرمودى . گوئيم او را حلال بود و امتان پيشين را ، باز ما را مكروهست . ديگر حق تعالى گفت :
فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ
« 5 » هر كجا فرمودى « 6 » .
وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ
« 7 » و ديوان را در بند كشيده بود . و اين ديوان قوى بودند و از كار بگريختند . « 8 » حق تعالى او را چنين مملكت داد كه كس را نداده بود . بعجب افتاد . حق تعالى به دو باز نمود نقصان مملكت ،
هامش
( 1 ) - سبا 12 ( 2 ) - الانبياء 82 ( 3 ) - سبا 13 ( 4 ) - خانها . ( ن ) ( 5 ) - ص 36 ( 6 ) - گفت مسخر كرديم باد را بامر وى مىرفتى ( ن ) ( 7 ) - ص 27 ( 8 ) - قومى بودند كه از كار گريختند . ( ن )