تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
پس آن عم‌زادگان او را از ميراث بىنصيب كردند ، و حدّ خداى تعالى بريشان براندند . چنين بود هر كسى را جزاى خويش ، فعل بد ايشان با ايشان رسد ، و با ايشان بازگردد . حق تعالى خبر كرد بر سبيل شكايت از جهودان :
وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها .
« 1 » الاية . گفت چون بكشتيد يكى را ، بحيله مشغول شديد تا نهان كنيد ، حق پيداكننده است آن را كه شما پنهان گردانيد ، و ما را امر كرد :
فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها .
« 2 » الاية . بدان كه حق تعالى هميشه انبياء را در محنت دارد و همواره كسى گماشته بود بآزار ايشان . چرا ؟ زيرا
] a 401 [
كه دوستانند و گزيدگان حق موسى عليه السّلام از فرعون و بلاى او برست ببلاى قارون مبتلا شد و قارون خواهر زادهء موسى بود ، و موسى او را عزيز داشتى و گرامى و علم آموختى .

قصهء پنجاه و دوم قارون با موسى عليه السلام

قوله تعالى :
إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى
« 3 » در خبر چنان است كه موسى او را عزيز داشتى و هر علمى وى را مىآموختى تا علمها حاصل كرد . خداوندان قصّه چنين گفتند كه موسى بمال درويش بود . روزى بخداى تعالى بناليد از درويشى . جبريل آمد عليه السّلم و علم كيميا او را بياموخت . گفت هرگاه كه ترا مال بايد ازين زر توانى كردن . چون او را بياموخت
هامش
( 1 ) - البقرة 72 ( 2 ) - البقرة 73 ( 3 ) - القصص 76 .