آنها هستند ) زيرا در استدلال احكام ، تنها به الفاظ استناد مىكنند ؛ عالمان زبان عربى نيز كه اعجاز قرآن مورد عنايت آنهاست به كلام لفظى نظر دارند ؛ حتى خود متكلمان كه قائل به وجوب ايمان به كتب آسمانى و از جمله قرآن هستند و نيز نبوت نبى اكرم صلى اللّه عليه و آله را با معجزه قرآن ثابت مىكنند ، شرط آن الفاظ است . « 1 »
قرآن مجيد ، از اين نام خود ( قرآن ) ، حدود 58 مورد و بيشتر از ديگر نامهايش نام برده است .
بررسى ديگر اسامى قرآن مانند فرقان ، كتاب ، ذكر ، تنزيل و . . . از حوصله اين نوشتار خارج است .
3 . علوم قرآن
علوم قرآن در لفظ ، يك تركيب اضافى ( مضاف و مضاف اليه ) است . اضافه اين دو لفظ ، به همه علوم و معارف مربوط به قرآن اشاره دارد و لفظ « علوم » آن ، جمع است زيرا مراد از آن يك علم مرتبط با قرآن نيست بلكه مقصود همه علومى است كه در خدمت قرآن و يا مستند به آن است . بر اين اساس علومى چون تفسير ، قراءات ، رسم الخط ، اعجاز ، اسباب النزول ، ناسخ و منسوخ ، اعراب قرآن ، غريب القرآن ، علوم دينى و زبان عربى و . . . را در بر دارد . « 2 »
به ديگر عبارت ، اين مركب اضافى ، هم شامل « علوم في القرآن » و هم « علوم للقرآن » است .
اما « علوم فى القرآن » كه - تقريبا به معناى وصفى ( العلوم القرآنية ) نزديك است - همان دانشهاى قرآنى است يا دانشهايى كه در آيات الهى وجود دارد و از قرآن به دست مىآيد .
اين معنى نزد پيشينيان متداول بود و برخى قرآن را شامل همه علوم ( علوم عيان و پنهان اعتقادى و عملى دينى و هم علوم دنيوى ) مىدانستند . « 3 »
اما در « علوم للقرآن » معناى اضافى از تركيب علوم القرآن - كه شامل همه علوم دينى و عربى بود - رخت بربسته و براى علمى مدون ، علم و اسم خاص شده است كه از آن به اصطلاح علوم قرآن تعبير گرديده است .
هامش
( 1 ) . همو ، ر ك 1 / 17 - 23 .
( 2 ) . همو ، 1 / 23 .
( 3 ) . ر ك : زركشى ، مقدمه تحقيق ، 31 - 33 ؛ زرقانى ، 1 / 23 - 24 ؛ طالقانى ، 1 / 27 - 29 .