محتضر مىخواندهاند . ( فرهنگ فروزانفر )
بيان
هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ
( آل عمران - 138 )
قرآن مجيد است ( الاتقان ، ج 1 ، ص 182 - آشنايى با علوم قرآن ، ص 49 )
بيان حروف
يا ( - ) ادعاى حروف
بيت
وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ
( بقره - 125 )
نامى است كه بر كعبه اطلاق شده است .
بيت الحرام ( ب ت ل - ح )
جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ
( مائده - 97 )
كعبه است و علت اينكه خانهء خدا را حرام گفتهاند به خاطر بزرگداشت حرمت آن و حرمت شكار حيوانات و قطع اشجار آن و حرام بودن مشركين به داخل شدن در آن است ( مجمع البيان ، ج 7 ، ص 186 و ج 2 ، ص 38 )
بيت العتيق ( - ع )
وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ
( حج - 29 )
لقب كعبه است و در وجه تسميه گفتهاند كعبه عتيق است به جهت :
1 . آزادى - آزاد بودن از ملك مردم ( كعبه در هيچ زمانى جز خدا مالكى نداشته و كعبه آزاد است و مستقل و تملك ناپذير و هيچ شخص و دولت و حتى مرجع بين المللى هم نمىتواند و حق ندارد كه براى كعبه تعيين تكليف كند . حق و تكليف كعبه را فقط و فقط اسلام معين كرده است و بس ) آزاد شدن از تسلط جباران . آزاد شدن زيارتكنندهء آن از آتش .
2 . قدمت - چرا كه قديمىترين كانون توحيد و نخستين خانهاى است كه براى پرستش خداوند در زمين بنا شده .
3 . كرامت و شرافت - چرا كه هر چيز مكرم و زيبا را عتيق مىنامند كه كعبه هم اين دو مزيت را دارد .
( مجمع البيان - قصص قرآن - اعلام قرآن - تفسير نمونه - تاريخ مكه ، ص 26 - راهنماى حرمين شريفين ج 1 ، ص 157 )
بيت العنكبوت
كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ
( عنكبوت - 41 )
- از تلميحات قرآنى است و در زبان عربى امثال وارده در عنكبوت زياد است . و درباره بيت عنكبوت نيز اين مثل مأخوذ از قرآن را بسيار به كار مىبرند : « اوهن من بيت العنكبوت » ( بينات - ش 6 - ص 81 )
بيت المعمور ( - م )
وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ
( طور - 4 )
خانهء كعبه است ( كه با انجام حج آباد است ) يا حقيقت مثالى كعبه است در عوالم غيبى ( خانهاى در آسمان برابر كعبه ) و آن مسجد ملائكه است . خانهء قلب مؤمن است كه با ايمان و ذكر خدا آباد است ( تفسير نمونه - لغات قرآن - فرهنگ آنندراج )
بيعت
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ عَلى أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً
( ممتحنه - 12 )
اطلاقى است . به دست دادن براى پيمان اطاعت و آن چنين بود كه هرگاه كسى مىخواست اعلام وفادارى به ديگرى بكند و او را به رسميت بشناسد و از فرمانش اطاعت كند با او بيعت مىكرد . بيعت كننده حاضر ميشد گاه تا پاى جان و گاه تا پاى مال و فرزند در راه اطاعت او بايستد و بيعتپذير نيز حمايت و دفاع او را بر عهده مىگرفت . چگونگى