تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤

محنه

يا ( - ) محنة القرآن

محنة القرآن ( م ن ت ل ق )

نام عمل تفتيش و آزمودن عقيدهء قضات و شهود و محدثين در امر محدث و مخلوق بودن يا قديم و ازلى بودن قرآن به روزگار مأمون و معتصم و واثق عباسى . از جمله عقايد معتزله كه به عنوان عقيدهء رسمى خلفاى عباسى پذيرفته شده بود عقيدهء حادث و مخلوق بودن قرآن بود . ( در مقابل كسانى كه معتقد بودند قرآن كلام خدا و در نتيجه قديم است ) بطوريكه مأمون در سال 218 فرمانى صادر كرد كه بايد تمام قضات و شهود و محدثين و مقامات دولتى مورد آزمايش قرار بگيرند و هركس معتقد به خلق قرآن باشد در كار خود ابقا و گرنه از كار بر كنار شود . از اين كار در تاريخ به عنوان محنة القرآن ( آزمايش قرآن ) ياد مىشود كه باعث نارضايتى فراوان گرديد و به نظر مىرسد كه پوششى بوده است براى شناسايى و آزار مخالفان حكومت ، و اين كار در زمان الواثق دنبال شد و چون نارضايتى مردم نسبت به حكومت بالا گرفت متوكل براى جلب رضايت مردم و تثبيت پايه‌هاى حكومت خود تشكيلات محنة القرآن را برچيد . ( مكتب اسلام ، ش 289 ، ص 24 - لغت‌نامه ) - حدوث و قدم قرآن

محى الموتى ( م ى ل تا )

إِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
( روم - 50 ) زنده‌كنندهء مردگان . از اسماى افعال الهى است . ( نام‌ها و صفت‌هاى خداى رحيم ، ص 91 و 149 )

محيط ( م )

فراگير 1 .
وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ
( بقره - 19 ) فراگير . مستولى . خداى تعالى است و خدا به همه چيز تسلط و حاكميت و احاطه دارد . محكوم و محدود موجودات عالم نيست . زمان بر او نمىگذرد . تحت تأثير قرار نمىگيرد . فيض و لطف ديگران به او نمىرسد ( نام‌ها و صفت‌هاى خداى رحيم ، ص 149 - سخنى درباره خداشناسى ، ص 5 ) 2 .
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ
( عنكبوت - 54 ) آيهء شريفه مبين آن است كه جهنم در حال حاضر كفار را فراگرفته است ولى متوجه آن نيستند ، همانطور كه برق در ابر و آتش در سنگ پنهان است و ما متوجه نيستيم هكذا جهنم در اين زندگى مخفى است و اهل كفر را فراگرفته ولى متوجه آن نيستند ( قاموس قرآن ، ذيل حوط )

مخارج حروف

محلى است كه راه بيرون آمدن صوت را در آن‌جا مىبندد و از برخورد نفس با آن موضع حرفى خاص توليد مىگردد . و اساس تجويد بر اداى حروف از مخارج آنهاست . و مخرج حرف مكانى است كه حرف از آن محل خارج و ادا مىشود يا در آن‌جا هواى بازدم تبديل به حروف قابل شنيدن مىگردد . و كليهء حروف از پنج موضع در دستگاه تكلم انسان خارج مىشود : ( موضع حلق ، موضع لسان ، موضع شفيتن ، موضع خيشوم و موضع جوف ) . و براى قرائت صحيح قرآن بايستى حروف تهجّى را از مخرج خود ادا نمود تا به اشكال شرعى برخورد نشود . اين حروف در اصطلاح تجويد عبارتند از : 1 . حروف اخفاء - پانزده حرف ( ت . ث . ج . د . ذ . ز . س . ش . ص . ض . ط . ظ . ف . ق . ك ) هستند و هرگاه تنوين و نون ساكن به يكى از حروف مذكور برسد اخفا ( آرام ) ادا مىشود .