اسلامى لقمان گاهى به عنوان پيامبر و بيشتر به عنوان حكيم معرفى شده و در قرآن به عنوان كسى معرفى مىگردد كه خداوند به او حكمت بخشيد و فرمود تا سپاسگزار باشد . برخى او را عموزادهء حضرت ابراهيم و برخى هم او را خواهرزاده يا خالهزادهء حضرت ايوب عليه السّلام پنداشتهاند . به زعم برخى حضرت لقمان معاصر حضرت داود عليه السّلام بوده و وزارت ايشان را بر عهده داشته است . نيز گفتهاند او مخير شده بود از حكمت و نبوت يكى را برگزيند و او حكمت را اختيار كرد . از نظر ارباب قصص لقمان مردى از نژاد سياه و از اهالى سودان مصر بود كه به بردگى روزگار مىگذاشته و خواجه خود را شيفتهء حكم و اندرزهاى خويش كرده است .
در داستانهاى جاهليت لقمان جايى براى خود دارد و اشعار حكمى به او نسبت داده شده . لقمان جاهليت را فرزند عاد مىپنداشتند و از جملهء معمرين مىشمردهاند . برخى از مورخين معتقدند كه لقمان جاهليت غير از لقمان مذكور در قرآن مجيد است و برخى نيز او را با لقمان مذكور در قرآن يكى مىدانند ( اعلام قرآن - و . . . )
لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ
آيين شما براى خودتان و آئين من براى خودم باشد . ( كافرون - 6 )
- از مثلهاى قرآن است و در زبانها جارى است .
( گذرى بر قرآن - ص 100 )
لم تحريم
- سورهء لم تحريم
لمح البصر ( ل ح ل ب ص )
وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ
( نحل - 77 )
- كار قيامت چشم به هم زدنى بيش نيست يعنى قدرت خداوند به قدرى است كه مىتواند خلق اولين و آخرين را در يك آنكه مانند يك چشم به هم زدن است بلكه كمتر است براى حساب در روز قيامت كبرى زنده و مجتمع فرمايد . ( فرهنگ لغات قرآن - ج 1 - ص 158 )
لمزه
- سورهء لمزه
لم يكن
- سورهء لم يكن
لن ترانى ( ل ت )
قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي
( اعراف - 143 )
لن ترانى اشاره است به داستان حضرت موسى عليه السّلام كه چون بنابر تقاضاى قوم از خداوند بخواست تا خود را به او بنمايد جواب آمد لن ترانى ( هرگز مرا نخواهى ديد ) .
لوح
در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از جمله ( - ) نوشت افزار قرآن
لوح محفوظ ( ل )
فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ
( بروج - 22 )
علم بىپايان پروردگار است كه در اين لوح همه چيز ثبت و ضبط است . آنچه تا قيامت واقع شود و غيرقابل تغيير و محتوم است در لوح محفوظ است و علم آن به پيغمبر و ائمهء اطهار داده شده است . و بالجمله بايد گفت لوح محفوظ از متشابهات است و علم قطعى آن را به خداوند و راسخون در علم بايد رد نمود ( اطيب البيان ، ص 68 - تفسير نمونه )
لوح محو و اثبات
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
( رعد - 39 )