شناخت قرآن
در نوشتههاى پيشينيان ، اصطلاح تاريخ قرآن با عنوان شناخت قرآن مطرح بوده است و اصطلاح تاريخ قرآن از اصطلاحات نو پيداست كه در صد سالهء اخير رواج يافته است ( تاريخ قرآن ، معرفت ، ص 2 ، زيرنويس )
شنيدن كى بود مانند ديدن
قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي .
مگر ايمان نياوردهاى ( ابراهيم ) گفت چرا ولى براى اينكه دلم مطمئن شود . ( بقره - 260 )
- ليس الخبر كالعيان . از امثال كامنه ( مخفى ) قرآن مجيد است . ( الاتقان - ج 2 ، ص 415 )
شواذ ( ش ذّ )
جمع ( - ) شاذ
شورى
نام يكى از سورههاى قرآن مجيد است - سورهء شورى
شهر ( ش )
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ
( توبه - 36 )
ماه قمرى ( حدود سى روز است ) و با رؤيت هلال شروع مىشود . و هر سال 12 ماه است و تعداد 12 مرتبه نيز در قرآن مجيد از شهر ياد شده است .
شهر حرام
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ
( بقره - 217 )
ماهى كه در آن جنگ حرام است ( غير از دفاع كه در هر حال واجب است ) . در اسلام چهار ماه ذيقعدة الحرام و ذيحجة الحرام و محرم الحرام و رجب ( كه سه مورد اول پشت سر هم و چهارمى تنها و ما بين جمادى الثانى و شعبان است ) حرام شده تا مردم از جنگ دست بكشند . عرب بتپرست هم اين ايام را محترم مىشمرد . ( فرهنگ علوم - قاموس قرآن ، ذيل حرام )
شهر رمضان
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ
( بقره - 185 )
ماه روزه تنها ماه قمرى است كه در قرآن مجيد از آن ياد شده است .
شهر قرآن
- شهر رمضان
شهيد
1 .
وَ اللَّهُ شَهِيدٌ عَلى ما تَعْمَلُونَ
( آل عمران - 98 )
بينندهء آگاه بر هر چيز اندك و بسيار و نهان و آشكار . از اسماء صفات خداى تعالى است . ( نامها و صفتهاى خداى رحيم ، ص 90 و 145 )
2 .
وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً
( بقره - 143 )
حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله . گواه بودن پيامبر نسبت به مسلمانان ممكن است اشاره به اسوه و الگو بودن باشد ، چرا كه گواهان و شاهدان را هميشه از ميان افراد نمونه انتخاب مىكنند . ( كشف المطالب ، ص 17 - تفسير نمونه )
شهر نفرين شده
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها .
خذا مثلى آورد ، قريهاى را كه در آن امنيت كامل حكمفرما بود و از هر جانب روزى فراوان به آنها مىرسيد تا آنكه اهلش نعمتهاى خدا را كفران كردند و خدا هم به سزاى اعمالشان طعم گرسنگى و بيمناكى را به آنها چشانيد . ( نحل - 112 )