ب . عرش علم است و حملهء او چهار كساند از آخرين ، اما چهار از اوّلين نوح است و ابراهيم و موسى و عيسى ، امّا چهار از آخرين محمد است و على و حسن و حسين - صلوات اللّه عليهم اجمعين - ( اعتقادات ، ص 47 الى 49 )
حامل وحى
كنايه از جبرئيل عليه السّلام ( فرهنگ آنندراج - برهان قاطع - لغتنامه )
حاميم
- سور حواميم
حاميمات
- سور حواميم
حاميم عين سين قاف
نام سورهء 42 قرآن مجيد ( سورهء شورى ) است . ( لغتنامه )
حبر ( ح )
به معنى دانشمند و زينت لقب گروهى از بزرگان صدر اسلام بوده ، از جمله است ابن عباس به جهت معروفيتش در تفسير .
1 . حبر الأمّه - لقب زيد بن ثابت و ابن عباس .
2 . حبر العرب - لقب ابن عباس .
3 . حبر القرآن - لقب حمزة بن حبيب زيات ( پژوهشى در تاريخ قرآن كريم ، ص 330 - سيرى در تفسير از آغاز تا عصر تابعين ، ص 19 - سه مقاله در تاريخ تفسير و نحو ، ص 9 و 97 و 189 - تاريخ قرآن ، ص 478 )
حبط اعمال ( ح )
فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
( بقره - 217 )
حبط ، باطل و بىخاصيت شدن عمل است و با كافر شدن ، اعمال شخص تباه مىشود . يكى از آثار كفر بىاثر بودن اعمال كفار مىباشد . ممكن است در دنيا برخى از كارهاى نيك انسانى را انجام دهند و لكن چون عقيدهء خالص اسلامى را ندارند اين اعمال اثر واقعى خود را نداشته و به اصطلاح اعمال آنها حبط مىگردد . به گفتهء متكلمين و علماى عقايد احباط آن است كه اعمال پيشين بر اثر گناهان بعد از بين برود و در ميان دانشمندان اسلامى در اين مسأله گفتگو است .
حبل اللّه ( ح ل لّا )
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ
( آل عمران - 103 )
در تفسيرهاى مختلف از حبل اللّه مراد قرآن مجيد است يا دين اسلام و يا ائمهء اطهار ( عليهم السلام ) ، و در رواياتى كه از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل شده اين تعبيرات ديده مىشود كه واسطه ميان خدا و خلقاند و سبب نجات از گمراهى مىباشند .
حبل المتين ( م )
قرآن . شريعت اسلام . ( فرهنگ غياث اللغات - آنندراج )
از پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است كه فرمود : اى مردمان من مىروم و در ميان شما دو حبل متين مىگذارم ، اگر متمسك به آن هر دو شويد هرگز گمراه نشويد ، يكى از ديگرى بزرگتر است و آن كتاب خداست كه ريسمانى است فرو گذاشته شده از آسمان تا زمين ؛ دوم اهل بيت منند . بدانيد كه اين هر دو از هم جدا نشوند تا آنكه وارد بشوند بر من نزد حوض كوثر ( منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 291 )
حبل الوريد ( و )
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
( ق - 16 )
رگهاى بدن را به شريان ( كه خون را از قلب به