تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣

جزا ( ج )

فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى
( كهف - 88 )
كَذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ
( بقره - 191 ) پاداش و كيفر را گويند زيرا مقابل عمل است . در قرآن مجيد جزاء ، هم در پاداش و هم در كيفر هر دو آمده است . ( قاموس قرآن )

جزءخوان

كسى كه قرآن را جزء جزء مىخواند . ( فرهنگ نفيسى )

جزر

- سورهء جزر

جزم ( ج )

در اصطلاح تجويد جزم به شكل ( 0 ) علامت بىصدا و بىحركت بودن حرف و علامت اتصال دو حرف است .

جزو ( ج )

يا ( - ) جزء .

جزودان

صندوقى كه جزوهاى قرآن در آن نهند ( لغت‌نامه )

جزو عم

يا عم جزء ( بينات - ش 1 - ص 33 )

جلال

- ذو ( 2 )

جلالتين ( ج ل ت )

- جلاله

جلسات مقابله قرآن

نام جلسات قرآن در قديم است يعنى هر كس قرآن منزل خودش را مىآورد و قرآنهاى قديم و جديد با چاپ‌هاى مختلف و از كشورهاى مختلف باهم مقابله مىگرديد . فايده اين كار بسيار مهم بود كه اگر يكى از قرآن غلط داشت آن غلط روشن و مشخص مىشد و راه نفوذ توطئه احتمالى دشمنان از اين طريق مسدود و خنثى مىگرديد . ( روزنامه همشهرى 22 / 1 / 78 - ص 9 )

جلاله ( ج ل )

لفظ جلاله و اسم جلالة ، لفظ اللّه است كه در جزوى از اجزاى مصحف مجيد متواتر پهلوى هم واقع شده و بنابر تكرار جلالتين گويند ( لغت‌نامه )

جماع قرآن ( ج م )

حفاظ قرآن را ناميدند - جمع قرآن ( 1 )

جماعه ( ج مّ ع )

حفاظ قرآن - جمع قرآن ( 1 )

جمع

مراد است از ( - ) جمع قرآن 1 . جمع اول - جمع كردن آيات بود هنگام نزول كه بر روى هرچه كه پيدا مىكردند مىنوشتند و به پيامبر عرضه نمودند . 2 . جمع دوم - در زمان خليفه ابو بكر بود كه قرآن را از لوحه‌ها و قطعه‌هاى چرم و غيره جمع كرد . 3 . جمع سوم - در زمان عثمان بود كه آن را به صورت قرائت واحد درآورد . ( تاريخ جامع قرآن كريم ، ص 92 )

جمع بكرى ( ب )

جمع قرآن توسط ابو بكر ( قرآن پژوهى ، ص 103 ) - جمع قرآن ( 2 )

جمع عثمانى ( ع )

جمع قرآن توسط عثمان ( قرآن پژوهى ، ص 103 ) - جمع قرآن ( 2 )

جمع قرآن