جزا ( ج )
فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى
( كهف - 88 )
كَذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ
( بقره - 191 )
پاداش و كيفر را گويند زيرا مقابل عمل است . در قرآن مجيد جزاء ، هم در پاداش و هم در كيفر هر دو آمده است . ( قاموس قرآن )
جزءخوان
كسى كه قرآن را جزء جزء مىخواند .
( فرهنگ نفيسى )
جزر
- سورهء جزر
جزم ( ج )
در اصطلاح تجويد جزم به شكل ( 0 ) علامت بىصدا و بىحركت بودن حرف و علامت اتصال دو حرف است .
جزو ( ج )
يا ( - ) جزء .
جزودان
صندوقى كه جزوهاى قرآن در آن نهند ( لغتنامه )
جزو عم
يا عم جزء ( بينات - ش 1 - ص 33 )
جلال
- ذو ( 2 )
جلالتين ( ج ل ت )
- جلاله
جلسات مقابله قرآن
نام جلسات قرآن در قديم است يعنى هر كس قرآن منزل خودش را مىآورد و قرآنهاى قديم و جديد با چاپهاى مختلف و از كشورهاى مختلف باهم مقابله مىگرديد . فايده اين كار بسيار مهم بود كه اگر يكى از قرآن غلط داشت آن غلط روشن و مشخص مىشد و راه نفوذ توطئه احتمالى دشمنان از اين طريق مسدود و خنثى مىگرديد . ( روزنامه همشهرى 22 / 1 / 78 - ص 9 )
جلاله ( ج ل )
لفظ جلاله و اسم جلالة ، لفظ اللّه است كه در جزوى از اجزاى مصحف مجيد متواتر پهلوى هم واقع شده و بنابر تكرار جلالتين گويند ( لغتنامه )
جماع قرآن ( ج م )
حفاظ قرآن را ناميدند - جمع قرآن ( 1 )
جماعه ( ج مّ ع )
حفاظ قرآن - جمع قرآن ( 1 )
جمع
مراد است از ( - ) جمع قرآن
1 . جمع اول - جمع كردن آيات بود هنگام نزول كه بر روى هرچه كه پيدا مىكردند مىنوشتند و به پيامبر عرضه نمودند .
2 . جمع دوم - در زمان خليفه ابو بكر بود كه قرآن را از لوحهها و قطعههاى چرم و غيره جمع كرد .
3 . جمع سوم - در زمان عثمان بود كه آن را به صورت قرائت واحد درآورد . ( تاريخ جامع قرآن كريم ، ص 92 )
جمع بكرى ( ب )
جمع قرآن توسط ابو بكر ( قرآن پژوهى ، ص 103 ) - جمع قرآن ( 2 )
جمع عثمانى ( ع )
جمع قرآن توسط عثمان ( قرآن پژوهى ، ص 103 ) - جمع قرآن ( 2 )