Skip to main content

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — Page 573

Contributors:

P.573
( من كه خود در زندگى از او اطاعت كرده‌ام * صادقانه از جنابش امر و فرمان برده‌ام ) ( 31 ) آنچنانكه پينه بر اين جبّه چندان دوختم * تا كه از دوزنده‌اش در نار خجلت سوختم گفت آخر آن يكى بر من عيان و بىدثار « 1 » * وه كه تو اين جبّه را از خود نكردى بر كنار
و من اين مثال را به او زدم - فقلت اغرب عنّى فعند الصّباح يحمد القوم السّرى يعنى گفتم دور شو از من كه بامداد از مردم شب رو تشكّر مىكنند ) و اين مثلى است در مورد كسى كه رنج مىبرد تا گنج يابد چنان كه كاروان در تابستان شب راه مىرود تا صبح راحت شود
گفتم از من دور شو كز تو تنفّر ميكنند * بامداد از مردم شب‌رو تشكّر مىكنند ( ناهيا ) عند الصّباح يحمد القوم السّرى * يافت اوج اين بلاغت تا ملائك ارتقاء « 2 »
پايان خطبهء 159
Footnote
( 1 ) لباس رو ( 2 ) ترقّى كردن