طلب او برخاست و آن مرد به اردوى حضرت آمده بود به او گفتند به منزل تو رفته است او نيز برگشت . و امام عليه السّلام وقتى او را در منزلش نيافت آنجا به انتظار او بنشست تا بيامد و آن حضرت را در رحل خود نشسته يافت گفت : بفضل اللّه و برحمته فبذلك فليفرحوا پس بر او سلام كرد و نزد او بنشست و گفت : براى چه كارى آمدهاى ؟ و آن حضرت او را دعاى خير كرد و اين مرد با آن حضرت آمد تا كربلا و مقاتله كرد و با دو پسرش كشته شدند .
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي ) — صفحة 80
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٨٠