انالها لا تكذبن انالها » .
يعنى : براى اين مجاهد في سبيل اللّه كه سليمان باشد روزها را بشماريد از ده روز بيشتر و از يك ماه كمتر خبرى عجيب رسد زخم نيزه كارى و ضرب تيغ دردناك و كشته شدن گروه بسيار و كارى نامعلوم كه سر به چه آرد . پس مرد كار كيست منم مرد اين كار با شما دروغ نگويند منم مرد اين كار انتهى .
( 1 ) و قتل سليمان و همراهان او در ماه ربيع الآخر بود به عهد خلافت مروان حكم ، مروان در همان سال ماه رمضان در گذشت و چون عبد الملك بن مروان خبر كشته شدن سليمان را بشنيد بر فراز منبر شد و خداى را سپاس گفت و ستايش كرد و گفت : اما بعد خداى سبحانه سليمان بن صرد را كه برانگيزندهء فتنه و رأس ضلال بود از سران اهل عراق بكشت و شمشير فرق مسيّب بن نجبه را بشكافت و عبد اللّه بن سعد ازدى و عبد اللّه بن وال بكرى دو مهتر ديگر از آن گمراهان و گمراه كنندگان را تباه ساخت و ديگر كسى كه يارائى خلاف داشته باشد و سركشى تواند كرد باقى نمانده است .
مؤلف گويد : در اين روايت اشكال است كه آن وقت عبد الملك به خلافت نرسيده بود .
و مترجم گويد : اين حكايت دلالت بر آن ندارد كه عبد الملك در آن وقت خليفه بود و شايد هم سهو از روات است و خبر مروان را به پسرش نسبت دادند .
( 2 )
خروج مختار در كوفه
مترجم اين كتاب گويد : مختار بن ابى عبيدهء ثقفى از دهات و شجاعان عرب است پدرش سردار لشكر اسلام بود در قادسيه با سپاه يزدگرد جنگ كرد و كشته شد و علماى رجال در ذمّ و مدح مختار مختلفند و گويند احاديث متناقض دربارهء وى رسيده است اما اين بنده مترجم آنچه حديث دربارهء او ديدم متناقض نديدم و حساب بندگان در قيامت با خداست هر كس را به مقتضاى عمل و نيت جزا دهد و مختار هم مانند اغلب مردم كار نيك و زشت به هم آميخته داشت مردم را به محمد بن حنفيّه مىخواند و دعوى مهدويت براى او مىكرد و طايفه كيسانيه شيعه به دو منسوبند .
و گويند : پس از امام حسين عليه السّلام برادرش محمد امام است و او زنده است و مهدى موعود او است و آخر الزمان ظاهر شود و زمين را پر از عدل و داد كند .
و سيّد اسماعيل حميرى ابتدا از اين طايفه بود . و گروهى گفتند : به همين مذهب از دنيا رفت . و بعضى گويند : به مذهب اماميّه برگشت و اللّه العالم .