كفن كرد و با جماعتى از اصحاب خود بر آن نماز گزاردند و دفن كردند .
و مشهور ميان علماى اماميّه آن است كه : يا با جسد شريف دفن شد و على بن الحسين عليه السّلام آن را بازگردانيد يا نزديك قبر امير المؤمنين عليه السّلام دفن شد . چنان كه در اخبار بسيار وارد است .
مترجم گويد : به قول صاحب جواهر نزديك قبر امير المؤمنين عليه السّلام همان مسجد حنّانه است و مرحوم مجلسى گويد : در جلاء احاديث بسيار دلالت مىكند بر آنكه مردى از شيعيان آن سر مبارك را دزديد و آورد و در بالاى سر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام دفن كرد و به اين سبب در آنجا زيارت آن حضرت سنّت است انتهى . . .
من بنده مترجم اين كتاب هر چند تفحّص كردم در بحار و تهذيب و كافى كه مجلسى در بحار به آنها حواله كرده است يك حديث هم نيافتم بلكه روايت تهذيب صريح است در فاصله بين مدفن رأس شريف و قبر امير المؤمنين عليه السّلام .
( 1 ) ابن شهر آشوب گفت : سيد مرتضى در بعض مسائل خويش گفته است : سر مطهر حسين عليه السّلام را از شام به كربلا بازگردانيد و به بدن ملحق كردند .
و شيخ طوسى فرمايد : زيارت اربعين به همين علّت بايد كرد .
و در تاريخ حبيب السير گويد : يزيد بن معاويه سرهاى شهداء را به على بن الحسين عليهما السّلام تسليم كرد و آن حضرت آن سرها را روز بيستم صفر به ابدان طاهره بازگردانيد آنگاه به مدينهء طيّبه توجّه فرمود . و گويد : اصحّ روايات در مدفن سر مكرّم اين است .
مترجم گويد : اختيار اين قول از خواند مير عجيب مىنمايد چون رسيدن اهل بيت - عليهم السلام - روز بيستم به كربلا عادتا محال است با مسافتى كه ميان كوفه و شام است و مدّتى كه در شام ماندند .
( 2 ) و سبط در تذكره پنج قول نقل كرده است : يكى آنكه در كربلا با بدن مطهر دفن شد . دوم در مدينه نزديك قبر مادرش . سوم به دمشق . چهارم به مسجد الرّقه . پنجم در قاهره . و گفت :
اشهر آن است كه با اسراء به مدينه بازگردانيدند آنگاه از آنجا به كربلا فرستادند و با بدن دفن شد . تا آنكه گويد : بالجمله سر يا بدن مطهر هر جا كه باشد او خود در دلها و ضماير جاى دارد .
مترجم گويد : خلفاى فاطمى سرى از شام به قاهره بردند و آوازه در انداختند سر حسين عليه السّلام را آورديم براى سياست ملك و توجّه دادن مردم به قاهره و اعتبارى به قول پنجم نيست .
سبط گويد : بعضى اساتيد ما در اين معنى شعرى خواند :
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي ) — صفحة 430
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٤٣٠