بر خود پيچيده بود مىگفت :
ما ذا تقولون ان قال النّبىّ لكم * ما ذا فعلتم و انتم آخر الامم
بعترتى و باهلى بعد مفتقدى * منهم اسارى و منهم ضرّجوا بدم
( 1 ) شيخ طوسى روايت كرده است كه : چون خبر قتل حسين عليه السّلام به مدينه رسيد اسماء دختر عقيل بن ابى طالب با گروهى از زنان و كسان خود بيرون آمد تا نزديك قبر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بدانجا ملتجئ شد و فريادى كشيد آنگاه روى سوى مهاجر و انصار بگردانيد و گفت :
ما ذا تقولون ان قال النبىّ لكم * يوم الحساب و صدق القول مسموع
خذلتم عترتى او كنتم غيبا * و الحقّ عند ولىّ الامر مجموع
اسلمتموهم بايدى الظّالمين فما * منكم له اليوم عند اللّه مشفوع
ما كان عند غداة الطّفّ اذ حضروا * تلك المنايا و لا عنهنّ مدفوع
( 2 ) پس زن و مرد گريان به بسيارى آن روز نديديم هشام گفت : يكى از اصحاب ما از عمرو بن ابى المقدام روايت كرد از عمرو بن عكرمه گفت : آن روز كه حسين عليه السّلام كشته شد در مدينه صبح برخاستيم يكى از بستگان ما حكايت مىكرد كه شب آوازى شنيد :
ايّها القاتلون جهلا حسينا * ابشروا بالعذاب و التنكيل
كلّ اهل السّماء يدعو عليكم * من نبىّ و ملاك و قبيل
قد لعنتم على لسان ابن داود * و موسى و صاحب الانجيل
« اى كشندگان حسين به نادانى ! مژده باد شما را به عذاب و شكنجه ، همهء اهل آسمان بر شما نفرين مىكنند از پيغمبر و فرشته و طوائف ديگر ، شما لعنت شديد به زبان سليمان بن داود و موسى و عيسى صاحب انجيل - عليهم السلام - » .
هشام گفت ، عمرو بن خيروم الكلبى حكايت كرد از پدرش كه گفت : من هم اين آواز را شنيدم .
و در كامل ابن اثير و غير آن است كه : دو سه ماه مردم هنگام بر آمدن آفتاب ديوارها را گويى خونآلود مىديدند .
مترجم گويد : اين حكايت مؤيّد آن است كه پيش از اين گفتيم : سرخى آسمان كه پس از كشتن آن حضرت پديدار گشت غير سرخى شفق است كه پيش از كشته شدن آن حضرت هم