ملّا حسين كاشفى عالمى متبحّر بود و در مقتلى كه منسوب به ابى اسحاق اسفراينى است و اعتبار ندارد نام آن را ميمون آورده است و گويد : از اسبان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود و در اين امور كه صحّت و بطلان آن معلوم نيست توقّف بايد كرد .
بنا گه رفرف معراج آن شاه * ابا زين نگون شد سوى خرگاه
پروبالش پر از خون ديده گريان * تن عاشق كشش آماج پيكان
به رويش صيحه زد دخت پيمبر * كه چون شد شهسوار روز محشر
كجا افكندى و چون است حالش * چه با او كرد خصم بدسگالش
مر آن آدموش پيكر بهيمه * همىگفت الظّليمه الظّليمه
سوى ميدان شد آن خاتون محشر * كه جويا گردد از حال برادر
ندانم چون بدى حالش در آن حال * نداند كس بجز داناى احوال