كوهه بگردون زند چه بىسر تن * سر به فلك آورد چه بىتن سر
مور پرنگش به آهنين پنجه * روح قدس را فروهلد شهپر
چرخ برين را نهد به گردن بند * كوه گران را به پاى آرد سر
پيلتنان را ازو بسر كوپال * شير دلان را ازو به دل خنجر
چند جاى از او نام برديم تا خوانندگان طلب مغفرت كنند و آن مرحوم با مقام علم و تقوا فضلى وافر داشت و جامع فنون بسيار بود مجوّد الخط و مجيد الشّعر ، خوش طبع و بذله گوى و از همهء فضائل برتر از مخلصين حضرت ابى عبد اللّه الحسين عليه السّلام بود و به نام خود تفأّل مىزد و افتخار مىكرد :
من غلام شاه فردوسم به دوزخ چون روم * شاه را بايد همى ديرين غلام اندر ركاب
آسمان از پايهء ايوان من قائم مقام * آفتاب از سايهء ديوار من نايب مناب
آسمان را گو منه در راه من دام از نجوم * كارتن را گو متن در كاخ من تار از لعاب
و تمام اين قصيده را به خطّ خود آن مرحوم در يادداشتهاى مرحوم عبرت ديدم وفاتش به سال 1313 قمرى و در نجف مدفون گشت اعتماد السّلطنه در مآثر و الآثار ذكر او كرده است و خود او قطعهاى از اشعار عربى در آخر تحفة الناصريه نوشته است [ 1 ] .
( 1 ) در اثبات الوصيّة است كه : به روايتى او هزار و هشتصد مرد جنگى را بكشت .
و در بحار است كه ابن شهر آشوب و محمد بن ابى طالب گويند : پيوسته جنگ كرد تا هزار و نهصد و پنجاه مرد بكشت غير از مجروحان . عمر سعد قوم خود را گفت : واى بر شما آيا مىدانيد با كه كارزار مىكنيد اين پسر الانزع البطين است پسر كشندهء عرب است از هر سوى بر او تازيد و چهار هزار كماندار تير باريدند بر وى و ميان او و سراپرده حائل شدند .
در دو كتاب فوق و ملهوف است كه : آن حضرت بانگ زد : واى بر شما اى پيروان آل ابى سفيان اگر دين نداريد و از معاد نمىترسيد پس در دنيا آزاده مرد باشيد و اگر از عربيد به
هامش
[ 1 ] آن مرحوم را تحقيقاتى است در ترجيح قراءات سبع بعضى بر بعضى از جهت قوّت سند يا جهات ادبى تناسب لفظى و معنوى و علمى نظير الحجّههاى مجمع ، افسوس مبيضّه نشده و ناتمام است و غالبا عاصم را مرجّح داند و نادرا قرائت غير او را مثلا كفوا بهمزه را ترجيح مىداد براى آنكه اكثر قرّاء به همزه خواندند . و ديگر براى اين قول معروف كه گفتند : اگر قرآن به همزه نازل نشده بود همزه در كلام نمىآورديم دلالت دارد كه تسهيل همزه در قرآن بر خلاف اصل است و كمتر تسهيل در آن روا دارند . و خاتم النّبيين بكسر تا ارجح است به متابعت اكثر قرّاء و بىتكلّف بودن معنى به تفصيلى كه ذكر كرده است و گفت : معنى تواتر در قراءات سبع يا عشر آن است كه علم داريم لفظ منزل در اينها منحصر است و خارج از اينها شاذّ است يعنى به تواتر از طرف علم اجمالى خارجند نظير جهت در قبله كه گويند : محصّل عين نيست و خارج از آن هم قبله نيست . و نظير ولادت خاتم انبيا كه در ماه ربيع الاوّل است به تواتر ، مردّدا بين بعض ايّامه .