و ابو الفرج روايت كرده است كه : خولى بن يزيد بر او تيرى افكند و از پاى در انداختش .
و در مناقب گويد كه : تيرى بر پهلوى او نشست و از اسب بيفتاد پس مردى از بنى ابان بن دارم بر او تاخت و او را شهيد ساخت و سر او برگرفت .
مؤلف گويد : از على عليه السّلام روايت شده است كه فرمود : من او را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم .
مترجم گويد : اين حديث دلالت بر آن ندارد كه ناميدن ائمه عليهم السّلام اولاد خود را به نام خلفاء جايز نيست ؛ چون امير المؤمنين عليه السّلام هم ابو بكر داشت و هم عمرو هم عثمان .
( 1 )
ديگر از شهداء محمد اصغر بن على عليه السّلام است
مادرش ام ولد بود و مردى از بنى ابان بن دارم تيرى بر او افكند و او را بكشت و سرش را برداشت .
( 2 )
ديگر ابو بكر بن على بن ابى طالب عليه السّلام است
مادرش ليلى بنت مسعود بن خالد است و مردى از همدان او را شهيد كرد .
و از مداينى روايت شده است كه : او را در جويى كشته يافتند و معلوم نشد قاتل او كه بوده است .
و در مناقب گويد : ابو بكر بن على عليه السّلام به مبارزت آمد و مىگفت :
شيخى علىّ ذو الفخار الاطول * من هاشم الخير الكريم المفضل
هذا حسين ابن النّبىّ المرسل * عنه نحامى بالحسام المصقل
تفديه نفسى منى اخ مبجّل
و جنگ پيوست تا رجز بن بدر جحفى ( كذا ) و گويند : عقبه غنوى او را شهيد كرد .
و در مناقب است كه : پس از وى عمر بن على عليه السّلام به مبارزت آمد و اين رجز مىخواند :
خلّوا عداة اللّه خلّوا عن عمر * خلّوا عن اللّيث الحصور المكفهرّ
يضربكم بسيفه و لا يفرّ * يا زجر يا زجر تدان من عمر
و زجر قاتل برادر خود را بكشت آنگاه داخل هنگامهء جنگ شد .
مؤلف گويد : مشهور بين اهل تاريخ اين است كه عمر با برادرش به كربلا نيامد .
و مترجم گويد : اين رجز را به اندكى اختلاف طبرى از شمر بن ذى الجوشن نقل كرده است