پسرش را كه آخوند ملا عبد المطلب عم ماجد فقير وميرزا سليمان والد فقير را بعراق فرستاد .
والد ماجد در عربيت بسيار مسلط بود ودر نزد آخوند ملا علي نوري مدت بيست ودو سال تلمذ نمود وكتب ملا صدرا را در نزد أو ديد ودر علم حكمت سرآمد همسران بود وشرح لمعه را در نزد آخوند ملا على نوري ديد ومن خود مشاهده نمودم كه شرح تجريد وشوارق وشرح لمعه وتفسير قاضى را براي أفاضل طلاب درس مىگفت .
ملا محراب كه از أعاظم ومشاهير عرفا بود وكشف از مغيبات مىنمود در أصفهان بود مرحوم والد با ملا محراب كمال مراوده ومصاحبت داشت شبى ملا محراب مرحوم والد را در خواب ديد كه داخل در بهشت شد واز نهر آنجا يك عدد در بر داشت پس آن خواب را براي ملا محراب نقل كرد ، ملا محراب تأملى كرد پس گفت كه تو را ازدواج زني از طايفه سادات مقدر است واز آن براي تو پسرى خواهد روزى شد كه از مشاهير ومسلمين علماء آن عصر واز أولياء خواهد بود وازاينسبب والد مرحوم بحقير مؤلف كتاب نهايت محبت ومذعن بكلام ملا محراب بود ومرحوم والدهام از سادات بود كه نهايت صحيح النسب واز طبقه سادات امام جمعه اصفهانند .
ومرحوم والد مىگفت از خدا مسئلت كردم كه خدا مرا آنقدر در دنيا مهلت بدهد كه تو به سرحد بلوغ برسى وچنان اتفاق افتاد كه چون بحد بلوغ رسيدم والد ماجد وفات يافت « 1 » .
آنگاه مرحوم تنكابني در خصوص تحصيلات خود مىنويسد : كتاب صمديه وشرح تصريف را در نزد والدم خواندم وسيوطى ومنطق كبرى وحاشية ملا عبد اللّه
هامش
( 1 ) قصص العلماء ، ص 70 ببعد .