گرفتن كودك از شير « رضاع » حرمتى نمياورد ، و بعد از آنكه كودك محتلم شد يتيميش تمام ميگردد .
صفحه 28 « كراع » يعنى پاچه گوسفند .
صفحه 34 ذات الجيش ، يعنى لشكرگاه .
صفحه 35 و لا يمين لولد مع والده ، و لا لامرأة مع زوجها ، و لا لعبد مع مولاه .
ترجمه درست اين است كه فرزند بدون اجازه پدر ، و زن بدون اجازه شوهر ، و غلام بدون اجازهء مولايش نميتوانند نذرى منعقد كنند .
صفحه 40 عفت بدون پرهيزگارى ، كه دانش بدون پرهيزگارى درست است .
صفحه 44 آنها را عاق كرده است ، يعنى پدر و مادر را آزرده است .
صفحه 111 و اجعل قلبك قريبا تزاوله ، يعنى دل خود را دوست خود فرض كن و از آن معالجهء خود را بخواه ، و در كار دين و دنيا از او مشورت بجو .
در صفحه 128 لو أنّ لابن آدم واديين يسيلان ذهبا و فضة لابتغى إليهما ثالثا .
يعنى اگر براى فرزند آدم دو رود از طلا و نقره جريان داشته باشد باز آدمى انتظار دارد محل سومى هم براى خود در نظر بگيرد ، مقصود اين است كه آدمى هرگز سير نميشود .
كتاب المواعظ ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٣٧