سخن مىگوئيد كه در ميان ما نيست . فرمود : پس چگونه آنها مىگويند ما شيعه مىباشيم .
( 1 ) 8 . از كلام على عليه السّلام است كه به امام حسن مجتبى عليه السّلام آن را القاء فرموده : اى مردم شما را از حالات يكى از برادران خود كه از همگان نزد من عزيزتر و بزرگتر بود اطلاع دهم يكى از بهترين كارهاى او كه در نظرم اهميت داشت حقارت دنيا در نظر او بود .
نفس او بر وى تسلط نداشت و هر چه را نمىيافت دنبال او نمىرفت ، و اگر هم چيزى براى او امكان داشت زيادهروى نمىكرد . شهوت بر او چيره نمىشد ، عقلش را به كار مىگرفت و بهرهمند مىشد .
جهالت و نادانى در او راهى نداشت ، او هميشه با دوستان مورد اعتماد خود مشورت مىكرد و از آنها سود مىبرد ، او تمايل به كارهاى بيهوده نداشت و غضب نمىكرد و ملالت و غم در او راه نيافت همواره ساكت و خاموش بود هر گاه ديگران وارد گفتگو مىشدند در جدال و بحث آنها شركت نداشت ، و رأى و نظر خود را نمىگفت مگر اينكه نظر او را مىخواستند .
از برادران دينى خود غفلت نداشت و خود را بر ديگران فضيلت نمىداد ، و او خود را ضعيف و ناتوان مىدانست ، ولى هنگام مبارزه و كارهاى جدى مانند شير ژيان بود ، اگر خود در كارهاى مشكل قرار مىگرفت ديگران را ملامت نمىكرد و هر كارى انجام مىداد به حساب مىآورد و كارهاى انجام نشده را به رخ مردم نمىكشيد .
هر گاه دو قضيه پيش مىآمد هر كدام از آنها كه با هواى نفس مخالف بود مورد عمل قرار مىداد و از خواهشهاى نفسانى دورى مىكرد از دردى شكايت نمىكرد مگر اينكه مىدانست كسى مىتواند در آن بيمارى به او كمك كند و از كسى كه اميد نصيحت داشت در كارها با او مشورت مىنمود و از افكار او بهرهمند مىشد .
او هرگز خسته نمىشد و غضب نمىكرد و شكايت نداشت و ميل نفسانى
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار ( مشكاة الانوار در اخلاق و موعظه ) ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: علي بن الحسن الطبرسي
ص٢٢٤