تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
ياران خود فرمودند : اين‌ها آدم‌ها را ميكشند و از آنجا رد شدند يكى از آنها گفت : من كارى دارم كه بايد برگردم ، او برگشت و بعد دومى و سومى هم با بهانه‌هايى برگشتند و هر سه در كنار خشت‌هاى طلا حاضر شدند ، يكى از آنها مامور شد به شهر برود و غذا تهيه كند ، او رفت غذا تهيه كرد و در ميان آن مقدارى سم نهاد تا آن دو نفر بخورند و بميرند و او خشت‌ها را تصاحب كند دو نفر ديگر با خود قرار گذاشتند كه هر گاه رفيق آنها رسيد فورا او را بكشند و سهم او را خود بردارند ، هنگامى كه او از راه رسيد برخاستند و او را كشتند ، و بعد هم از آن غذا خوردند و مردند ، عيسى عليه السّلام به طرف آنها آمد و آنان را مرده يافت و با اذن خدا آنان را زنده كرد و گفت : من نگفتم آنها مردم را ميكشند 27 - على بن مغيره از برادرش روايت مىكند كه از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمودند رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند : هر گاه دو گرگ گرسنه به گله‌اى كه چوپان نداشته باشند حمله كنند زيانشان كمتر است در اينكه آدمى را حب مال و رياست پيدا شود و دينش را تباه سازد 28 - امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند : اى فرزند آدم هر گاه بيش از احتياج كسب كردى تو در اين هنگام نگهدار مال ديگران ميباشى على عليه السّلام از كنار مزبله‌اى عبور كردند و فرمودند : اين است آنچه بخيلان نسبت به آن بخل ورزيدند ، در روايت ديگرى آمده است اين است آنچه ديروز براى بدست آوردن آن مسابقه ميگذاشتيد على عليه السّلام فرمودند : هر مالى كه به تو پند عطا كند و تو را موعظه نمايد ، به هدر نميرود على عليه السّلام فرمود : هر مردى در مال خود دو شريك دارد ، وارث و حوادثى كه در آينده مىآيد و او از آنها اطلاع ندارد على عليه السّلام به فرزندش حسن سلام اللَّه عليه فرمودند : اى فرزند : از خود چيزى در دنيا نگذار ، اگر مالى در دنيا بگذارى دو نفر از آن استفاده ميكنند ، مرديكه آن مال را در راه خداوند خرج مىكند و خوشبخت ميگردد ولى تو بدبخت ميگردى
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 587 | العلامة المجلسي / عزيز الله عطاردى