تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
ندارى هر كارى مىخواهى بكن ، و بعد فرمود : اين حديث در باره بنى اميه صدق دارد . 19 - امام صادق عليه السّلام فرمود : حياء نورى است كه جوهر آن صدر ايمان است ، و تفسير آن ذوب شدن در هر چيزى است كه توحيد و معرفت آن را انكار مىكنند ، رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمود : حياء از ايمان سرچشمه مىگيرد ، حياء را به ايمان و ايمان را به حياء مقيد كردند ، كسى كه حياء دارد در خير بسر مىبرد . آنها كه از حياء محروم مىباشند همه‌اش در شر زندگى مىكنند اگر چه اهل عبادت و ورع باشند كسانى كه يك گام در ساحت كبريائى با حال حياء بر مىدارند بهتر از عبادت هفتاد سال مىباشد ، وقاحت و پرروئى و بىشرمى و بىحيائى از نفاق و كفر و دشمنى بر مىخيزد و منشأ همه فسادها مىباشد . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : هر گاه حياء نداشتى هر كارى مىخواهى بكن ، يعنى هنگامى كه از حياء دور شدى هر كارى كه انجام دادى از خير و يا شر مورد بازخواست قرار مىگيرى ، حياء از حزن و خوف نيرو مىگيرد و حياء در خشيت از خداوند جاى دارد ، پس حياء نخست از هيبت آغاز مىگردد . كسى كه حياء دارد به خود مشغول است و از مردم كناره‌گيرى مىكند و از آنچه در ميان مردم مىگذرد منزجر مىباشد و اگر او را تنها بگذارند با هيچ كس مجالست نمىكند . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : هر گاه خداوند بنده‌اى را دوست بدارد او را به نيكيهايش مشغول مىكند و گناهانش را در مقابل وى ظاهر مىگرداند و هم‌نشينى با معرضان از ذكر خدا را در نظر وى زشت مىنمايد . حياء پنج نوع مىباشد : حياء از گناه ، حياء از تقصير ، حياء از روى احترام ، حياء از روى محبت ، و حياء از روى ترس ، و براى هر يك از اينها افرادى هستند و هر كدام براى خود مقام و منزلتى دارند . 20 - به رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله عرض شد يا رسول اللَّه مرا وصيت كنيد ، فرمودند از خداوند شرم كنيد همان گونه كه از مردان صالح خاندان خود شرم مىنمائيد .
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 257 | العلامة المجلسي / عزيز الله عطاردى