6 - عبد اللَّه بن ميمون از امام صادق عليه السّلام روايت مىكنند كه على عليه السّلام وارد مسجد شدند و مشاهده كردند مردى با حالت حزن كنار در مسجد ايستاده است ، امير المؤمنين عليه السّلام به او فرمودند چرا محزون هستيد ، گفت : يا امير المؤمنين پدر و برادرم را از دست دادهام ، و ترسى مرا گرفته و از اين جهت محزون هستم .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : تقوى داشته باشيد و از خداوند بترسيد ، و صبر پيشه كنيد ، كه صبر در كارها مانند سر در جسد مىباشد ، هر گاه سر نباشد بدن فاسد مىگردد ، و هر گاه آدمى در كارها صبر نداشته باشد ، كارها از هم مىپاشيد .
7 - سماعة بن مهران گويد : ابو الحسن عليه السّلام به من فرمودند : چرا به حج نمىروى ، گفتم : قربانت گردم قرض زيادى دارم و مال خود را هم از دست دادهام ، و اينك دينى كه بر گردن دارم مرا بيشتر از دست رفتن مال رنج مىدهد .
اينك اگر يكى از اصحاب ما مرا با خود به حج ببرد و يا مخارج حج را بدهد حج خواهم گذارد ، امام عليه السّلام فرمود : اگر صبر كنى حالت بهتر خواهد شد و ديگران به حالت غبطه خواهند خورد ، و اگر هم صبر نكنى باز هم خداوند مقدرات خود را انجام مىدهد در اينجا چه راضى باشى و يا راضى نباشى كارها جريان خود را طى مىكنند .
8 - اصبغ بن نباته گويد : امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : صبر بر دو قسم است صبر در هنگام مصيبت كه بسيار زيبا و با اهميت است ، و بهتر از اين صبر در برابر محرمات خداوند مىباشد ، هر گاه به حرامى برخورد كرديد و صبر نموديد و آلوده به آن نشديد كار بزرگى كردهايد .
ذكر هم بر دو گونه مىباشد ياد خداوند در هنگام مصيبت ، و مهمتر از آن ياد كردن خداوند در هنگامى كه آدمى مىخواهد به گناه آلوده گردد ، و در اينجا ياد خدا كند دست از گناه و آلودگى باز دارد ، و ياد خداوند مانع از ارتكاب آن عمل گردد .
9 - عرزمى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : زمانى خواهد آمد كه كسى در آن به حكومت نمىرسد مگر اينكه مرتكب قتل و
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢١