اسود و عمار بن ياسر و حذيفة بن يمان انصارى و خزيمة بن ثابت و ابو سعيد خدرى و امثال آنها .
بايد از پيروان و طرفداران آنها تبعيت كرد و راه آنها را گرفت و ادامه داد و با همراهان آنها راه پيمود و با آنان در يك طريق كام نهاد ، رضوان اللَّه و رحمته عليهم ، تا آخر اين خبر كه طولانى مىباشد .
19 - يكى از شاميان در ضمن گفتگوهائى كه با امام صادق عليه السّلام داشت گفت :
من اكنون مسلمان شدم ، امام فرمود كه خير تو اكنون ايمان آوردى ، اسلام قبل از ايمان مىباشد با اسلام مردم از هم ارث مىبرند و نكاح مىكنند ولى با ايمان پاداش مىبرند .
20 - حمران از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : خداوند ايمان را بر اسلام يك درجه برترى داده است همان گونه كه كعبه را بر مسجد الحرام برترى داده .
21 - در حديث زنديق آمده كه او از على عليه السّلام پرسيد اين آيه از قرآن
فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ
و آيه
وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ
با هم تناقص دارند ، امير المؤمنين عليه السّلام در پاسخ زنديق فرمود .
آيه
فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ
و يا آيه
إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى
، تفسيرش آن است كه ايمان و عمل صالح بدون هدايت آدمى را بىنياز نمىكند ، و اين طور نيست كه هر كس نام مؤمن بر خود نهد حتما نجات پيدا مىكند و مانند گمراهان هلاك نخواهد شد .
اگر چنين باشد پس يهوديان كه به توحيد اقرار دارند و خداوند را مىشناسند نجات پيدا مىكنند و يا ساير كسانى كه موحد هستند مانند ابليس همه اهل نجات مىباشند ، خداوند عالم در جاى ديگرى فرمود : كسانى كه ايمان آوردهاند و ايمان خود را به ظلم مخلوط نساختهاند براى آنها آرامش هست و هم آنها اهل هدايت هستند .
در جايى ديگر مىفرمايند كسانى كه مىگويند ما ايمان آورديم ولى اين را فقط