حسن نزد پدرش رفت و جريان را گفت ، امير المؤمنين نزد حضرت رسول رفت و فاطمه هم در آنجا حضور داشتند ، فاطمه از ناراحتى رسول خدا اندوهگين بود ، پيامبر به دخترش فرمود : بعد از امروز ناراحتىهاى پدرت نخواهد بود ، اى فاطمه در فراق پيغمبر گريبان چاك نمىكنند و چهره نمىخراشند .
اى فاطمه هنگامى كه من در گذشتم داد و فرياد و شيون نكنيد ، همان سخنانى را بگوئيد كه پدرت هنگام در گذشت ابراهيم برادرت گفت ، دل مىسوزد و اشك مىريزد ، ولى چيزى كه خداوند را به غضب بياورد بر زبان جارى نمىكند ولى ما اى ابراهيم در مرگ تو محزون مىباشيم .
بعد از اين فرمود : اى على نزد من بيائيد او هم نزد حضرت رسول رفت ، رسول خدا گفت : اى على گوشت را نزديك دهانم بياور على هم گوش خود را نزديك برد ، پيامبر اكرم فرمود : خداوند در قرآن مجيد فرموده
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ
على گفت : آرى چنين است .
رسول اكرم فرمود : آنها شما و شيعيانت هستيد كه با چهرههاى سفيد و سيراب وارد مىگرديد ، و در جاى ديگر مىفرمايد
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِي نارِ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ
، گفت : آرى اين را هم ديدهام .
رسول خدا فرمود : آنها دشمنان شما و شيعيانت مىباشند كه روز قيامت با چهرههاى سياه و گرسنه و تشنه و بد عاقبت وارد قيامت مىشوند و معذب مىكردند ، آن آيه در مورد تو و شيعيانت هست و اين آيه در باره دشمنان تو و شيعيان آنها مىباشد .
98 - ابو رافع گويد : على عليه السّلام به اهل شوراى خلافت فرمودند : شما را به خداوند سوگند مىدهم آيا به ياد داريد هنگامى كه نزد شما آمدم و با رسول خدا نشسته بوديد رسول اللَّه فرمودند : اين برادر من است كه نزد شما مىآيد .
در اين جا متوجه من شد و بعد به طرف كعبه روى آورد و فرمود : سوگند به خدائى كه اين كعبه را ساخت كه على و شيعيان او رستگار مىباشند ، و بعد متوجه شما شدند و فرمودند او نخستين كسى از ميان شما است كه ايمان آورد و از شما