مىكرد و موجب پيروزى و قدرت مسلمانان مىشد .
در هيچ كتاب و ماخذى در اسلام ديده نشده كه على بن ابى طالب عليه السّلام نزد كسى رفته باشد و از وى سؤالى در موضوعات دينى و يا علمى كرده باشد ، تمام محدثان و مورّخان به اين سخن گواهى مىدهند ، او همواره مورد سؤال قرار مىگرفت و جز پيامبر صلّى اللَّه عليه و إله از هيچ كسى سؤال نكرده است .
خليل بن احمد كه يكى از دانشمندان و علماء بزرگ است و شهرت او بىنياز از توصيف مىباشد گويد : احتياج مسلمانان به على عليه السّلام و بىنيازى او از همه مسلمانان دليل بر اعلميت و افضليت او مىباشد ، جامعه اسلامى بايد به دنبال او برود و از وى علم و دين فرا گيرد و به سخنان او گوش دهد تا حقائق را دريابد .
يكى از فضائل على عليه السّلام كه مخالف و مؤالف به آن اعتراف دارند مراتب علم و فضل و معارف الهيه آن حضرت مىباشد كه سرچشمه همه علوم و معارف اسلامى است اين موضوع بسيار وسيع مىباشد و ما اگر در اين مورد تحقيق كنيم از مقصود خود در اين مقدمه باز خواهيم ماند .
يكى از روايات مشهور در باب علوم و معارف آن حضرت حديث معروف و مشهور « انا مدينة العلم و على بابها » مىباشد كه محدثان و مورّخان اسلامى به طرق مختلف آن را روايت كردهاند و شعراء عرب و فارس در اشعار و آثار خود آن را آوردهاند ، فردوسى طوسى عليه الرحمه در اين باره گويد :
چه گفت : آن خداوند تنزيل و وحى * خداوند امر و خداوند نهى
كه من شهر علمم عليم در است * درست اين سخن گفت پيغمبر است
گواهى دهم كاين سخن راز اوست * تو گوئى دو گوشم بر آواز اوست
سعيد بن مسيب گويد : جز على عليه السّلام كسى نگفت : اى مردم از من بپرسيد قبل از اينكه مرا از دست بدهيد .
عبد الملك بن سليمان گويد : به عطا گفتم : آيا در ميان اصحاب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله كسى داناتر از على عليه السّلام بود ؟ گفت : نه به خداوند سوگند من داناتر از على در ميان آنان نديدم ، ابن عباس گفت : على عليه السّلام نه دهم علم را دارا بود و در قسم دهم