ملائكه افتخار مىكنم ، آگاه باشيد كه من على را براى مردم علم هدايت قرار دادم هر كس از وى پيروى كند راه حق را پيدا مىكند و هر كس او را ترك گويد گمراه مىشود ، مؤمنان او را دوست مىدارند و منافقان او را دشمن هستند .
34 - ابن نباته گويد : نزد على عليه السّلام نشسته بودم كه مردى خدمت آن جناب رسيد و گفت : يا امير المؤمنين سوگند به خداوند من در نهان تو را دوست مىدارم همان گونه كه در آشكارا به تو علاقه دارم ، راوى گويد : على عليه السّلام در اين هنگام با چوبى كه در دست داشت مدتى متوجه زمين شد .
بعد از آن سر خود را بلند كرد و گفت : راست مىگوئى طينت ما از يك طينت مرحومه آفريده شده است ، و خداوند در روزى كه از آنها پيمان مىگرفت از ما هم پيمان گرفته است كسى از آن طينت نمىتواند خود را كنار بكشد و كسى توانائى ندارد خود را در آن وارد نمايد ، و تا روز قيامت اين جريان ادامه خواهد داشت .
اينك كه در نهان و آشكار مرا دوست دارى بايد جامه فقر و تهيدستى را براى خود تهيه كنى ، و من از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله شنيدم فرمود : فقر و نادارى براى دوستانت از سرازير شدن سيل از بالاى كوهها به رودخانهها و درهها بيشتر سرعت دارد .
35 - ابو حمزه از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : اگر مؤمنى در بالاى كوهى زندگى كند خداوند كسى را مىفرستد تا او را آزار رساند و در نتيجه وى را پاداش دهد .
36 - حضرت سيد الشهداء عليه السّلام مىفرمايد : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله فرمودند : من و پيامبران و مؤمنان قبل از من همواره به آزار و اذيت مردم مبتلا بوديم ، و اگر مؤمنى بالاى كوهى زندگى كند خداوند كسى را مىفرستد تا وى را آزار دهد و در برابر به آن مؤمن پاداش عطا مىكند .
على عليه السّلام فرمود : من همواره مظلوم بودم و از هنگامى كه مادرم مرا به جهان آورده مورد ظلم قرار گرفتهام ، گاهى برادرم عقيل چشمش درد مىكرد ، هنگامى مىخواستند دارو در ديدگان او بچكانند عقيل مىگفت تا در چشم على دارو
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٤