پنجاه و هشتم ، به شمارهء ( 2 ) و در بخش نماز - قسمت هفتم - به شمارهء ( 1 ) و قسمت دوازدهم ، به شمارهء ( 1 ) و قسمت هفدهم ، به شمارهء ( 1 ) و قسمت هيجدهم ، به شمارهء ( 11 ) ، و قسمت بيستم به شمارهء ( 1 ) و قسمت بيست و يكم ، به شمارهء ( 9 ) و قسمت سىام ، به شمارهء ( 10 ) و در بخش نكاح - قسمت چهاردهم - به شمارهء ( 16 ) و در بخش جنازهها - قسمت هشتم - به شمارهء ( 4 ) و قسمت هفدهم ، به شمارهء ( 1 ) گذشت .
634 - يونس كاتب
، با اين عنوان در كتابهاى رجالِ شيعه ذكرى نيافتيم درحالى كه يونس نام جماعت زيادى در بين معاصران امام كاظم عليه السلام است ، از جمله : يونس بن ابى اسحاق سبيعى ، يونس بن ابى وهب ، يونس بن ابى يعفور ، يونس بن رباط كوفى و جز اينها و همين يونس ازامام كاظم عليه السلام روايت مىكند و روايت او در همين مسند نقل شد .
635 - يونس بن عمّار
، اين شخص ناشناخته و مجهول است ، در صورتى كه از امام كاظم عليه السلام روايت مىكند و روايت او را در بخش آشاميدنىها - قسمت هفتم - به شمارهء ( 3 ) نقل كرديم .
636 - يونس بن بهمن
، علامهء حلّى در بخش دوّم كتاب « الخلاصة » او را ياد كرده ، مىگويد : يونس بن بهمن عقيدهء غلوّ داشت و خطابى « 1 » از مردم
هامش
( 1 ) - خطّابيّه ، از غلاة و پيرو ابوالخطاب محمّد بن مقلاص بن راشد منقرى بزّاز ( خ د : زرّاد ) برّاد اجدعاسدى كوفى بودند . . . وى در كار امامت اسماعيل بن جعفر دست داشت و نخست از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السلام بود ، او دعوى نبوّت نيز كرد . گويند : دختر وى درگذشت . . . يكى از پيروان وى بر سر قبرش آمد . . . گفت : السلام عليك يا بنت رسول اللَّه ! وى بر سر گزافه گوييهاى خود سرانجام به قتل رسيد . . . كشى روايت مىكند كه امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : خدا ابوالخطاب را و هر كه با او كشته شد و هر كه از آنها ماندو هر كه دلش به حال آنها سوخت لعنت كند ! . . ( فرهنگ فرق اسلامى از دكتر محمّد جواد مشكور : ص 182 ) - م .