دارد و مجموعهء رواياتى كه او نقل كرده است جز اينكه در آنها مطالبى درهم وجود دارد يا غلو است ، محمّد بن على صيرفى از وى روايت كرده است .
نجاشى مىگويد : ابوجعفر محمّد بن سنان زاهرى از فرزندان زاهر آزادشدهء عمرو بن حمق خزاعى است كه پدرش درحالى از دنيا رفت كه او خردسال بود ، جدّش سنان كفالت او را برعهده گرفت ازاينرو به وى منسوب شد . ابوالعباس احمد بن محمّد بن سعيد مىگويد : وى از امام رضا عليه السلام روايت كرده است و مسائلى از آن حضرت دارد كه معروف است . وى مردى به شدّت ضعيف است و نمىشو به او اعتماد نمود و به رواياتى كه او تنها نقل كرده است نمىتوان توجّه كرد . او كتابهايى دارد كه محمّد بن حسين بن ابى خطاب از او روايت كرده است . كشى در رجال خود احاديثى را نقل كرده است كه هم به نكوهش او و هم به ستايش او دلالت دارند ؛ از جمله روايتى از حمدويه به نقل از حسن بن موسى از قول محمّد بن سنان ، آورده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام يك سال پيش از اينكه او را به عراق ببرند ، وارد شدم درحالى كه پسرش على عليه السلام نيز در حضور او بود ، به من فرمود : « محمّد ! » گفتم : لبيك ، فرمود : « به زودى در همين سال حركتى پيش خواهد آمد و از اين سال بيرون نخواهد رفت » . سپس سرش را پايين انداخت و با دست روى زمين سرانگشت مىزند ، آنگاه سرش را به سمت من بلند كرد ، درحالى كه مىگفت :
« خداوند با ستمگران مىستيزد و هر چه خدا بخواهد انجام مىدهد » عرض كردم : فدايت شوم ! چه اتّفاقى امسال مىافتد ؟ فرمود : « هر كس در حق اين فرزندم ستم روا دارد و پس از من امامت او را انكار كند همچون
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 457
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٤٥٧