در بخش نماز - قسمت سوّم - به شمارهء ( 2 ) گذشت .
285 - سلمه
، در سند حديث همينطور بدون اضافهء به پدر يا شهر يا قبيلهاى ذكر شده است ، وى از امام كاظم عليه السلام روايت مىكند و ظاهراً او همان سلامهء قلانسى است كه از امام صادق عليه السلام روايت كرده و حماد بن عثمان نيز از او روايت كرده است ، حديث او را در بخش خوراكىها - قسمت سى و چهارم - به شمارهء ( 1 ) نقل كرديم .
286 - سليم آزادشدهء علىّ بن يقطين
، كه از خدمتكاران علىّ بن يقطين بوده كه وى مرد مشهورى است . ما در كتابهاى رجال حديث ذكرى از او نيافتيم و حديث وى از امام كاظم عليه السلام در بخش طهارت - قسمت سى و هفتم - به شمارهء ( 1 ) و در بخش تجمّل - قسمت سى و يكم - به شمارهء ( 1 ) نقل شد .
287 - سليمان
، اين نام بين جمع زيادى مشترك است . پسرش از قول او به نقل از امام كاظم عليه السلام روايت مىكند . حديث وى در بخش دعا - قسمت نوزدهم - به شمارهء ( 1 ) گذشت .
288 - سليمان ديلمى
، شيخ او را در « الفهرست » ياد كرده ، گويد : سليمان ديلمى كتابى دارد كه پسرش محمّد بن سليمان از آن روايت مىكند .
نجاشى مىگويد : ابومحمّد ، سليمان بن عبداللَّه ديلمى ، به قولى اصل وى از بجيلهء كوفه بوده و به خراسان جهت تجارت مىرفته و اسيران ديلم را زياد خريدارى مىكرد و آنها را به كوفه و جاهاى ديگر مىبرد ازاينرو ديلمى گفتند . بعضى گفتهاند : وى مردى اهل غلو و دروغگو بود ازاينرو به روايتى كه او تنها گفته است نمىتوان عمل كرد . كشى در رجال خود مىگويد : سليمان ديلمى از بزرگان غلاة است .