نقل كرده است . حديث او را در بخش ايمان و كفر - قسمت نوزدهم - به شمارهء ( 1 ) نقل كرديم .
41 - ابوالخطّاب
، « 1 » در سند روايت همين طور آمده است ، ابوالخطاب كنيهء محمّد بن مقلاص اسدى محدّث مشهور است ، امام صادق عليه السلام او را لعنت كرد و فرمود : « خدايا ابوالخطّاب را لعنت كن ! زيرا كه او مرا بيمناك ساخت ؛ در حال ايستاده ، نشسته و در بسترم ، و خداوندا گرماى آهن را بر او بچشان » . كشى در رجال خود او را ياد كرده و روايات زيادى را در نكوهش و لعن او نقل كرده است .
حديث وى در بخش انبياء عليهم السلام - قسمت ششم - به شمارهء ( 1 ) نقل شد .
42 - ابوزكريّاى اعور
، شيخ در رجال خود او را در بخش اصحاب امام كاظم عليه السلام نام برده ، مىگويد : ابوزكرياى اعور مورد وثوق است ، علىّ بن رباط از او روايت كرده است . علّامهء حلىّ در كتاب « الخلاصه » او را از اصحاب كاظم عليه السلام شمرده است . حديث وى در بخش نماز - قسمت پانزدهم - به شمارهء ( 1 ) گذشت .
43 - ابوزكريّا حضرمى
، با اين عنوان در كتابهاى رجال حديث نامى نيافتيم ، در رجال طوسى ؛ بخش اصحاب امام صادق عليه السلام آمده است : از
هامش
( 1 ) - خطّابيّه از غلاة پيرو ابوالخطّاب محمّد بن مقلاص بن راشد منقرى بزّاز ( زرّاد ) برّاد اجدع اسدىكوفى بودند . وى در كار امامت اسماعيل بن جعفر دست داشت و نخست از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السلام بود . او دعوى نبوّت نيز مىكرد . گويند : دختر وى درگذشت و او را به خاك سپردند ، يونس بن ظبيان يكى از پيروان وى بر سر قبرش آمده و خطاب به صاحب قبر گفت : السلام عليك يا بنت رسول اللَّه ! وى بر سر گزافه گويىها سرانجام به قتل رسيد . . . ( فرهنگ فرق اسلامى : ص 182 ) - م .