98 - همو آورده است كه به موسى بن جعفر عليهما السلام موقعى كه در زندان بود ، گفتند : اگر به فلانى مىنوشتى ، دربارهء تو با هارون صحبت مىكرد ؟
فرمود : « پدرم از پدرانش نقل كرد كه خداى عزّوجّل به داوود عليه السلام وحى كرد : اى داوود ! هيچ بندهاى از بندگانم نيست كه به كسى از بندگانم چنگ بزند ، نه بر من و من از نيت او باخبر شوم ، مگر اينكه وسايل آسمان را از او ببرم و زمين را زير پايش بىحركت گردانم » . « 1 »
99 - همو از امام كاظم عليه السلام نقل كرده است ، فرمود : « پدرم نقل كرد كه موسى بن عمران عليه السلام گفت : خدايا ! كدام بندهء تو شر است ؟ فرمود : آنكه مرا متهم مىكند . گفت : پروردگارا مگر در بين بندگانت كسى تو را متّهم مىكند ؟ فرمود : آرى آن كه از من طلب خير مىكند سپس راضى به قضاى من نمىشود » . « 2 »
100 - نويرى مىگويد : موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود : « هيچ دو نفرى يكديگر را دشنام نمىدهند مگر از بالاترين مرتبه به پايينترين آن مىافتند » . « 3 »
هامش
( 1 ) - تاريخ يعقوبى : 3 / 151 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - نهاية الارب : 8 / 186 .