42 - ابن طاووس مىگويد : از جمله چيزهايى كه از مولايمان موسى بن جعفر صلوات اللَّه عليه به خاطر دارم در مورد از بين بردن ( قطوع ) گسستگىهايى در عمر در صورتى كه زادروز انسان بر آن دلالت كند ( از ديدگاه منجمان ) روايتى است كه عبداللَّه بن صلت در كتاب « التواقيع » از « اصول الأخبار » نقل كرده است ، مىگويد : نامه را من حمل كردم ؛ نامهاى كه از عراق بردم ؛ مصقلة بن اسحاق نامهاى به علىّ بن جعفر نوشته بود ، در آن نامه به وى اعلام كرده بود كه منجّمى زادروز او و مدت عمر او را زمانى نوشته است كه آن زمان نزديك است ! و او بر جان خودش بيمناك است و دوست دارد از شما بپرسد تا او را به عملى راهنمايى كنيد كه بدان وسيله به خدا تقرّب جويد ! نامهء وى به على بن جعفر رسيد و او به موسى بن جعفر عليهما السلام نوشت و امام عليه السلام در پاسخ وى نوشت :
« به نام خداوند بخشندهء مهربان ! خداوند مرا به وسيلهء تو بهرمند سازد ، نامهء فلانى را خواندم به خدا سوگند كه باعث شد تا من وادار به نوعى از سرزنش شما گردم ! سبحان اللَّه ! تو حال او را بهتر از ما مىدانى و در طاعت ما و امور ما آگاهى دارى . پس چه چيز شما را مانع از نقل خبر به ما گرديده است ؟ تا اينكه اين قضيه به آسانى مواجه گردد به طورى كه اگر بگويى او خوابى ديده يا به سن پدرش رسيده يا چيزى از وجود خودش را انكار كرده ، وقوعش سهلتر و اشتباهش سبكتر مىنمود و اين كارها را به حساب خداى عزّوجّل گذاشته مىشود ، در ديروز گذشته او رابا همين لفظ يادآور مىشدى كه جز او ( خدا ) كسى براى ما شايستگى ندارد و اعتماد ما همانطور كه مىدانى تنها بر اوست ؛ بنابراين بايد زياد حمد خدا را بگويى و از او بهرهمندى از نعمتش را
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 250
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢٥٠