وانگذارد تا به بهشت ببرد . خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاده مگر با سخاوت بوده است و همواره پدرم مرا به سخاوت و خوشخويى سفارش مىفرمود تا درگذشت » .
32 - آن حضرت به فضل بن يونس فرمود : « خير را ابلاغ كن و خير را بگو و « امعه » نباش ! » پرسيدم : « امعه » چيست ؟ فرمود : « يعنى نگو من با مردمم ، مردم با من است ، براستى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : مردم دو نوع جماعتند : جماعت خير و جماعت شرّ . نبايد جماعت شرّ نزد تو محبوبتر از خير باشد » .
33 - نقل كردهاند كه آن حضرت به مرد بدقيافه روستايى رسيد و بر او سلام كرد و نزد او فرود آمد ، مدتى با او گفتگو كرد ، به وى گفت : اگر نيازى داشت برايش انجام مىدهد . به آن حضرت گفتند : يابن رسول اللَّه ! با چنين كسى مىنشينى و از حوايج او مىپرسى درحالى كه او به شما نيازمندتر است . فرمود : « او يكى از بندگان خداست و برادر دينى است به حكم قرآن و در بلاد خدا در حركت است و ما با او از يك پدريم كه آدم عليه السلام است و يك دين داريم كه اسلام است و شايد روزگار ما را نيازمند او كند و پس از اينكه بر او مباهات كرديم ما را در برابر خود متواضع بيند » .
سپس فرمود : « ما طالب ارتباط با كسى هستيم كه او مستحق ارتباط با ما نيست ، از ترس اينكه مبادا بدون دوست بمانيم » .
34 - فرمود : « درخواست از كسى روا نيست مگر در سه مورد : دربارهء خونى كه به گردن بيچارهاى آمده يا كسى كه وام زيادى دارد و يا حاجتى كه او را به خاك نشانده است » .
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 230
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢٣٠