شنيدم كه مىفرمود : « چون ابراهيم پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم درگذشت ، سه سنّت دربارهء او اجرا شد : يكى اينكه چون مرد ، آفتاب گرفت ، مردم گفتند :
به خاطر ازدست رفتن پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آفتاب گرفت ؟ كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود : اى مردم ؟ آفتاب و ماه دو نشانه از نشانههاى خدا هستند ؛ به امر خدا حركت مىكنند مطيع فرمان اويند ، براى مرگ و زندگى كسى نمىگيرند و اگر آنها يا يكى از آنها گرفت پس نماز بخوانيد ؟ اينها را گفت و از منبر به زير آمد ، با مردم نماز آفتاب گرفتگى بجا آورد ، همين كه سلام نماز را داد ؟ فرمود : يا على ؟
برخيز و پسرم را تجهيز كن ! على عليه السلام برخاست ابراهيم را غسل داد ، حنوط كرد و كفن نمود سپس او را برد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز رفت تا كنار قبر او رسيد . مردم گفتند : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چون زياد بىتاب شده بود ، فراموش كرد بر جنازهء ابراهيم نماز بخواند ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سرپا ايستاد و فرمود : اى مردم ! جبرئيل بر من نازل شد راجع به آنچه گفتيد و پنداشتيد كه من به خاطر غم و بىتابى فراموش كردم به جنازهء پسرم نماز بخوانم ! بدانيد ! چنان نيست كه شما گمان كرديد بلكه خداوند مهربان دانا پنج وعده نماز را بر شما واجب گردانيده است و براى مردگانتان در برابر هر نماز يك تكبير قرار داده و مرا فرمان داده است كه نماز ( ميّت ) نگزارم مگر بر كسى كه نماز گزارده است .
سپس فرمود : يا على ! برو پايين و پسرم را لحد كن ! على عليه السلام پايين رفت و ابراهيم را در لحد خود قرارداد . مردم گفتند : كسى را سزاوار نيست كه داخل قبر فرزندش برود چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نرفت . از اين رو رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به ايشان فرمود : اى مردم بر شما رفتن داخل قبرهاى
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 196
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٩٦