بودند ، فرمود :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بخوريد ، اين غذايى است كه حسين بن على عليهما السلام خوش داشت » سپس دندههاى سرد ( گوسفندى ) را آوردند ، فرمود : « بخوريد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ،
اين خوراكى است كه على بن حسين عليهما السلام دوست مىداشت » و پس از آن پنير ادويه دارى را آوردند ، فرمود :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بخوريد ! اين غذايى است كه محمد بن على ( امام باقر ) دوست مىداشت . » آنگاه ظرف كوچكى كه تخممرغ داشت مثل خاگينه آوردند ، فرمود :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ،
ميل كنيد ، اين غذايى است كه پدرم امام صادق عليه السلام خوش داشت » پس از همهء اينها حلوايى آوردند ، فرمود : « بخوريد ،
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
اين غذايى است كه خوشايند من است » . سفره را كه جمع كردند ، كسى رفت كه ريز غذاى روى سفره را جمع كند ، فرمود : « دست نگهدار ! آن كار مال داخل خانهها در زير سقف است امّا در چنين جايى ، ريز غذاها مال پرندگان و حيوانات است . » بعدها خلال آوردند ، فرمود : « حق خلال آن است كه زبانت را داخل دهانت بچرخانى ، هرچه فراهم كرد ببلعى و آنچه با زبان در نيامد وسيلهء خلال در آورى و بخورى ! » .
طشتى با آب آوردند نخست از كسى كه طرف چپ او بود شروع كرد تا به او رسيد ، دستش را شست سپس كسانى كه سمت راست او بودند دست شستند تا به آخر رسيد . آنگاه فرمود : « اى عاصم ! شما در ارتباط با يكديگر و احسان به هم چگونهايد ؟ » گفت : به بهترين صورتى كه بايد فردى باشد . فرمود : « آيا فردى از شما در وقت تنگدستى به خانهء برادر ( ايمانى ) خود مىآيد و مىبيند كه او نيست ، فرمان مىدهد كه از كيسهء او چيزى بردارد و برود ، مهر او را از ( هميان سربسته ) بشكند و به قدر