زرد است برمىدارى ، دورش را قالبى از گِل مىگيرى سپس سر آن را سوراخ مىكنى و سر چاقو را داخل آن كرده ، اطرافش را به آرامى مىتراشى ، آنگاه مقدارى سركهء خرما كه به شدت ترش است روى آن مىريزى و بعد روى آتش مىگذارى تا كاملًا بجوشد سپس صاحب درد مقدارى از آن را بر مىدارد ؛ هر مقدارى كه به ناخنش بيايد آن را داخل دهانش بكشد و با سركه مضمضه كند و اگر دوست داشت آنچه داخل هندوانه است ميان شيشه يا كوزهاى منتقل كند و هر وقت سركه آن تمام شد ، دوباره آن را سركه كند و هرچه كهنه شود برايش بهتر است انشاءاللَّه . » . « 1 »
سرمه
1 - كلينى از سليم آزاد شدهء علىّ بن يقطين نقل كرده است كه از درد چشمانش ناراحت بود ، امام كاظم عليه السلام بدون اينكه او بپرسد ، از پيش خود نامهاى به او نوشت : « تو را چه مانع شده است كه از سرمهء امام صادق عليه السلام استفاده كنى : مقدارى كافور رياحى و مقدارى صبر اصقوطيرى ( تمر هندى ) را با هم بكوبى و با پارچهاى صاف كنى از آن مثل سرمهء معمولى ماهى يك بار به چشمت بكشى هر دردى كه در سرت باشد بر طرف مىكند و از بدن بيرون مىبرد . »
مىگويد : وى همواره از آن به چشمش مىماليد تا وقت مردن هرگز از درد چشم شكايت نداشت . « 2 »
هامش
( 1 ) - كافى : 8 / 194 .
( 2 ) - همان : 8 / 383 .