مىبينم ، بنابراين معذور نيستم ، مرا روى تختهاى حمل كنيد ، او را حمل كردند تا تنعيم كه رسيد ، فوت كرد ، درحالىكه او دست راستش را به نشانهء بيعت به دست چپش مىزد و مىگفت :
اين براى تو و اين مال رسول تو ! « 1 » ( يعنى دست راستش را بيعتكننده و دست چپش را بيعتشونده و دست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرض مىكرد ) .
در اين صورت ؛ سفارش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به افراد ناتوان براى صرف تمام نيرويشان چيزى جز رحمت و دلسوزى به ايشان نبود ، وى مىخواست كه نيروى هدررفته و كوشش ضايع و زيان بخش خود را جبران كنند . و هدف آن حضرت اين بود كه خطاها و خلافهايى نزد آنها از رفتارهاى افراطى وجود داشته است ، تلافى و اصلاح نمايد ، از قبيل پيش افتادن و عقب ماندن از شريعت ، موشكافى عمل و ترك عمل ، و عدم توازن يا سهلانگارى در وظايف ديگرى كه كم اهمّيّتتر نيست . و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هدفش آن بود كه از تكلّف و روشهاى متجاوز از حد برحذر دارد كه قبل از هر چيز خود آن حضرت از آن ناراضى بود و پروردگارش مأمور ساخته بود كه بگويد :
« وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ »
« 2 » .
جز اينكه رحمتى را كه در برابر مردم ابراز مىداشت ، از نظر آن حضرت و از ديدگاه كسانى كه مىخواستند و مىتوانستند از آن حضرت پيروى كنند ، منافاتى با تعهّد روشنى نسبت به خودشان نداشت كه دليرانهترين تلاش را صرف كنند ، ولى درعينحال عاقلانهترين و موافقترين تلاش باشد .
و خلاصهء سخن آنكه ما اينجا مقابل تركيبى كه شدّت و لطف و نرمش درهم آميختهاند ، قرار داريم ، امّا با اينكه اين فقه قرآنى در اين مسئله است ، ما راستتر از اين راهى نمىبينيم كه پيشاپيش اين فقه ، شاهدى از خود قرآن بياوريم كه اين دو طرز تفكّر را در يك آيه گرد آورده است : خداى تعالى مىفرمايد :
« وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ »
« 3 »
هامش
( 1 ) - مؤلّف خلاصهء هر دو داستان را از قول شاطبى در الموافقات : 3 / 254 ، نقل كرده بود كه ما عين عبارت هر دو مورد از همان مرجع را نقل كرديم - ( مترجم عربى ) .
( 2 ) - ص ( 38 ) آيه 86 : و من از متكلّفين نيستم .
( 3 ) - حج ( 22 ) آيه 78 : و در راه خدا جهاد كنيد و حقّ جهادش را ادا نماييد ! او شما را برگزيد ، او كار سنگين و شاقّى در دين ( اسلام ) بر شما نگذارده است .