بيان اين مطلب ما را ناگزير نمىكند كه در طرف مخالف نيز نمونههايى از بين صحابهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، نظير حالت ابو هريره ، و يا مردى از ثروتمندان صحابه ، همچون عبد الرحمن بن عوف را قرار دهيم . حقيقت مطلب آن است كه ممكن است به پارسايى به عنوان يك استثنا در جهان اسلام نگريست و نه به عنوان يك قاعدهء عمومى . زيرا وقتى ما پارسايى را به صورت مجرّد در نظر بگيريم ، خواهيم دانست كه همگانى شمردن آن از جمله زيانبخشترين امور براى حسن سير و جريان زندگى بشرى است ؛ نه تنها از جهت مادّى ، بلكه از جهت اخلاقى نيز زيانبخش است .
واقعيّت اين است كه بايد در جامعه كسانى باشند كه ثروت سرشارى كسب كنند تا براى ديگران قوت ضروريشان را تأمين نمايند ، و براى هر انسانى لازم است كه كمترين حد از ما زاد را داشته باشد ؛ نه به آن خاطر كه تنها خود هرچه بهتر و بهطور مداوم از آن بهرهمند شود و بس ، بلكه بدان جهت كه براى خود آنچه را كه ضرورى است ، تضمين نمايد ، زيراكه بين دو مفهوم خطّ فاصلى وجود ندارد تا بين آنها جدايى روشن و ملموسى را ايجاد كند .
بلكه علاوه بر اينها ، ممكن است بگويند : اين كسانى كه بهطور عمد در حاشيهء فعّاليّتهاى اجتماعى مىمانند مطابق لحاظ مشخّصى ، راهى را انتخاب مىكنند كه از نظر اخلاقى كمترين مشقّت را دارد ، و بدين وسيله از بسيارى صدمات و انواع آلودگىها و فريبكارىها به دور مىمانند .
و ترديدى ندارد كه اوّلا بر آنها لازم است مقدارى تلاش كنند ، تا خودشان را به گوشهگيرى و انزوا راضى كنند ، ولى همينكه گام اوّل پايان گرفت ، همه چيز در مسير خود به سوى هدف معيّن حركت خواهد كرد .
و از امورى كه هيچ ترديدى در آن نيست ، اين است كه ملكات فاضلهء ما آزمايش نمىشوند ، مگر در ارتباط و در درگيرى با آنچه كه اهتمام مىورزيم . و معرفت بالايى لازم است كه بدانيم چگونه ممكن است خود را از سوختن بازداريم ، درحالىكه وسط آتشيم ؟ و چگونه بر آسمان دست يابيم ، درحالىكه گرفتار امور زمين هستيم ؟ به راستى حل مشكلاتى از اين قبيل حكايت از روشنايى روح و صلابت اراده و پاكى قلب ما دارد . جز اينكه اين جنبههاى اخير در شكل مجرّد خود ، و در جايگاه مهمّى كه در نردبان ارزشهايى كه ما اشاره كرديم ، به سادگى رام نمىشوند و به دست نمىآيند ؛ يعنى همان كه در جدول صفحهء بعد بهطور خلاصه آوردهايم :
در اين دو درجهء اخير نيّت اخلاقى به معناى دقيق كلمه ، يعنى اراده شايستهء سپاس و
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى) — صفحة 577
مساهمون: عطائى
ص٥٧٧