به همان سبب است كه خداوند اين گروه مردمان را توصيف به بىايمانى و نداشتن شجاعت مىنمايد ، و كسانى را كه تظاهر به ترسويى مىكنند ، با ايمان منافقگونه از روى خوف ، نه از روى رضايت ، خداوند اينان را چنين معرّفى كرده است كه بهطور مطلق در شمار مؤمنان نيستند :
« وَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ وَ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ . »
« 1 » .
و شرط روشن و صريح براى اخلاقيّت ( و براى خود ايمان ) چنانكه قرآن نقل كرده ، در اين مطلب تجسّم پيدا مىكند كه شخص از روى اختيار تمام اوامر شريعت را بپذيرد ، و بهطور كلّى در برابر اوامر الهى سر تسليم به حدّى فرود آورد كه هيچ نوع ترديدى در دلش پيدا نشود :
« فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً . »
« 2 » .
جز اينكه ما براى خواننده ، سخنى فراگير خلاصهشدهاى را تقديم كنيم كه بهطور نامحدود تمام مثالهاى قرآنى را فراگيرد . بهتر از اين راهى را نمىبينيم كه آن فرمودهء نبوى را يادآور شويم كه بخارى آن را سرآغاز صحيح خود قرار داده كه عبارت است از حديث شريف : « إنّما الأعمال بالنّيّات . » « 3 » . و اين حديث شريف كه طبق معمول به اين معنى ترجمه مىكنند : « همانا تمام اعمال هيچ ارزشى ندارند ، مگر به وسيلهء نيّتهاى آنها . » ، درحالىكه خود اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرمضمونتر و بسى واضحتر از ترجمهء آن مىباشد و آن اين است كه با عبارت گوياى خود مىفرمايد : « به راستى هيچيك از اعمال ، جنبهء اخلاقى ندارد ، مگر به وسيلهء نيّتهاى آنها » .
باوجود اين ، برخى از وظايف فردى ، و به تعبير دقيقتر : برخى از شعائر دينى پيدا مىشود
هامش
( 1 ) - توبه ( 9 ) آيهء 56 : آنها به خدا سوگند ياد مىكنند كه از شما هستند ، درحالىكه نه از شما هستند ( و نه در چيزى با شما موافقند ) ، بلكه آنها گروهى هستند كه فوق العاده مىترسند .
( 2 ) - نساء ( 4 ) آيهء 65 : به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود ، مگر اينكه تو را در اختلافات خود به داورى بطلبند . در دل خود از داورى تو احساس ناراحتى ننمايند و كاملا تسليم باشند .
( 3 ) - ر ك : صحيح بخارى : 1 / 3 ، حديث 1 ؛ ناصريّات : ص 110 ؛ صحيح ابن حبّان : 2 / 113 ، حديث 388 ؛ جواهر الفقه : ص 31 ؛ سنن ابى داود : 2 / 262 ، حديث 2201 ؛ وسائل الشّيعه : 1 / 34 ، حديث 10 ؛ سنن ابن ماجه : 2 / 1413 ، حديث 4227 ؛ خلاف : 4 / 458 ؛ المعجم الأوسط : 1 / 17 ، حديث 40 ؛ الفردوس بمأثور الخطاب : 1 / 118 ، حديث 401 ؛ المعتبر علّامه حلّى : 1 / 390 .