خاتمه [ اعداد و ارقام سخنگوى اصلى ]
در اين صورت اين اعداد و ارقام است كه بيش از هر تعليل نظرى سخن مىگويند . و مهمترين اعتراضاتى كه اكثر اوقات بهطور كلّى بر ضدّ اخلاق دينى مطرح مىشود ، منحصر به اين گفتار است كه اخلاق دينى مربوط به محتويات ذهنى ؛ فردى يا اجتماعى . و تمام نيرو و قدرت خودش را از ارادهء فوق طبيعى و خارج از طبيعت اشياء مىگيرد ، و اخلاق دينى بهطور خاص خود را ملزم مىبيند كه از راه تشويق به اجر و پاداش و زنهار از كيفر و عقابى وارد شود كه آن ارادهء فوق طبيعى آنها را مقرّر نموده است . « 1 » .
و ما اكنون مىفهميم كه اين نقص در هيچ حالى از حالات ، ارتباطى با اخلاق اسلامى ندارد ، زيرا - همانطورى كه مشاهده كرديم - قرآن كريم اعلام مىدارد كه نفس انسانى امانتدار قانون اخلاق فطرى است ، كه از همان آغاز آفرينش در آن دميده شده ، و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز همهء ما را فرمان مىدهد كه از دل و باطن خودش جويا شود كه چه كارى را انجام دهد و چه كارى را انجام ندهد .
بلكه اكثر مذاهب اسلامى اتّفاقنظر دارند ، به اينكه براى عقل انسانى فرصت و مجال ويژهاى است در تعيين و تشريع ؛ به حدّى كه تعيين مرجع خير و شر ، چه كمال باشد و يا نقص ، و چه موافق با فطرت باشد يا مخالف ، به دست عقل است .
مسألهاى كه باعث اختلاف اين مذاهب شده ، تنها اين نكته است كه : آيا فرمان عقل را ما يك فرمان نهايى بدانيم يا خير ؟ و آيا دستور عقل هميشه و در هرجا كه باشد با واقعيّت اشياء موافق است يا نه ؟ و آيا رهنمودهاى عقل آدمى بهويژه با عقل الهى همسو و همجهت است يا خير ؟ .
امّا اينكه وجدان آدمى بهطور كافى برخوردار از قدرت و سيطرهاى است براى تأييد و تأكيد مسئوليّتمان در برابر خودمان ، چيزى است كه هيچكس ترديدى در آن ندارد ، و ليكن آيا وجدان آدمى بهقدر كافى براى اثبات مسئوليّتمان در پيشگاه خدا نيز از اين سلطه و قدرت برخوردار است ؟ اين مسئلهء خاص مورد اختلاف و ردّ و ايراد است .
هامش
( 1 ) - ر ك :Boutteville , La morale de l'e ? glise , et la morale natu - relle , p . 445 .