ما يَحْكُمُونَ . »
« 1 » ،
« أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ . »
« 2 » ،
« أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ . »
« 3 » .
طبيعى است كه اين استنباط براى اينكه قطعى و حتمى شود ، بايد محدود به تفكّر عمومى مجازات باشد و ديگر اينكه نبايد تصوّر شود كه اشكال مجازات محدود مىگردد ، بهطور مثال آيا ممكن است ، يك رابطهء عقلى بين عمل خاصّى از اعمال ارادى انسان و يا حتّى تلاش مستمر در اين زندگى فانى و بين مجازات دائمى در زندگى پايدار اخروى باشد ؟ « 4 » .
ولى در صورتى كه مجازات و مكافاتى از اين قبيل نباشد و امكان اينكه نظير اعمال ما باشد ، نيز وجود نداشته باشد ( در صورتى كه به ذات و واقعيّت آنها توجّه كنيم ) ، در آن صورت مكافات موضوعى براى وعدهء الهى و يا التزام و تعهّدى خواهد بود كه در حقيقت عوضى است در يك عقد قطعى و مبرم بين خدا و انسان :
« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ . »
« 5 » . به شرط آنكه اعمال ما - حدّ اقلّ - به مقدار اعمالى بزرگ ، پاكيزه و بدون نقص باشد و تمام شرايط مطلوب را نيز داشته باشد تا خداوند آنها را بپذيرد و آن هم در اين حالتى كه ما داريم ، بهطور يقين حكم كردنش محال است .
هامش
( 1 ) - جاثيه ( 45 ) آيهء 21 : آيا كسانى كه مرتكب سيّئات شدند ، گمان كردند آنها را همچون كسانى قرار مىدهيم كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند كه حيات و مرگشان يكسان باشد ؟ ! چه بد داورى مىكنند ؟ .
( 2 ) - ص ( 38 ) آيهء 28 : آيا ( ممكن است كسانى را كه ايمان آوردهاند ، همچون مفسدان در زمين قرار دهيم ؟ ! يا پرهيزگاران را همچون فاجران و تبهكاران قرار دهيم ؟
( 3 ) - قلم ( 68 ) آيههاى 35 - 36 : آيا مؤمنانى را ( كه در برابر حق و عدالت تسليم هستند ) همچون مشركان و مجرمان قرار دهيم ، شما را چه مىشود ؟ چگونه داورى مىكنيد ؟ !
( 4 ) - با بيشترين فرضها ما مىتوانيم تصوّر كنيم كه اين تعادل را وقتى كه ما به عنوان معيار مقايسه در نظر مىگيريم ، براى يك عمل خاص كه در تاريخ معيّنى اتّفاق افتاده نيست ، بلكه عمل كلّى است كه اراده در ذات خود آن را به عنوان يك قاعده براى رفتار و سلوك خود برگزيده ، چه موافق با قاعدهء اخلاقى باشد و يا نباشد ! پس واقعيّت مطلب از اين قرار است كه وجدان انسانى در اين سطح بهطور مطلق روشى را ايجاد مىكند و آن را هدف قرار مىدهد و دوست دارد كه تا ابد و براى هميشه همان موضع خودش را حفظ كند ، اگر به انسان جاودانگى را در اين زندگى بدهند .
( 5 ) - توبه ( 9 ) آيهء 111 : خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خريدارى مىكند و در برابر اين متاع بهشت را به آنان مىدهد ، آنها در راه خدا پيكار مىكنند .