عبارات قرآنى بازگرديم .
3 - رفتار و سلوك و توانمندىهاى عقلانى : اين كافى نيست كه بگويند : نيكى و نيكوكارى دل را پاك مىكند و اراده را تقويت نموده و استوار مىسازد ، و شرّ و بدى نفس را فاسد نموده و آلوده مىنمايد . توضيح اينكه اثر خير و شر بسى دور تر از اينها پيش مىرود ، با انعكاس و تأثيرى كه دارد ، حتّى روى عقل و هوش اثرگذار است ، به راستى لغزش هواى نفس آيينهء انديشه را كدر و ادراك واقعى را تيره مىسازد :
« كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ . »
« 1 » ، درحالىكه توازن برخاسته از خير و صلاح انسان را بر تميز حق و باطل و خير و شر قادر و توانا مىگرداند :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً . »
« 2 »
4 - نفس با كاملترين صورت : چنين است كه هر قوّهاى از قواى درونى ما بهرهء خود را از پاداش اخلاقى دريافت مىكند ، بنابراين نفس ما در كاملترين شرايط خود همان است كه عمل ما باعث نجات آن مىشود و آن را به كمال مىرساند . يا اينكه گمراه ساخته و از همهء امتيازات بى بهره مىسازد :
« وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها . »
« 3 » براى اينكه تمام اين حرفها را در يك كلمه خلاصه نماييم ، مىگوييم : پاداش و كيفر اخلاقى در نيكوكارى و بدكارى يعنى در كسب ارزش و يا زيانكارى و ضدّ ارزش تجسّم مىيابد :
« كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ
كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ . »
« 4 »
2 - مجازات قانونى
وقتى كه از جنبهء اخلاقى به جنبهء قانونى برمىگرديم ، پاداش و كيفر در حقيقت نيمى از
هامش
( 1 ) - مطففين ( 83 ) آيهء 14 : چنين نيست كه آنها مىپندارند ، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته است .
( 2 ) - انفال ( 8 ) آيهء 29 : اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! اگر تقوا پيشه كنيد و از مخالفت فرمان خدا بپرهيزيد ، به شما نورانيّت و روشنبينى خاصّى مىبخشد كه بتوانيد حق را از باطل به خوبى تشخيص دهيد .
( 3 ) - شمس ( 91 ) آيههاى 7 - 10 : و قسم به جان آدمى و آنكس كه آن را ( آفريده و ) منظّم ساخته ، سپس فجور و تقوا ( شرّ و خيرش ) را به او الهام كرده است كه هركس نفس خود را پاك و تزكيه كرده ، رستگار شده و آنكسى كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته ، نوميد و محروم گشته است .
( 4 ) - مطففّين ( 83 ) آيههاى 7 و 18 : چنان نيست كه آنها ( دربارهء معاد ) مىپندارند ، بلكه نامهء اعمال ابرار و نيكان در علّيّين است ، ( كتاب در اينجا به معناى سرنوشت و حكم قطعى الهى است كه مقرّر داشته ، نيكان در اعلا درجهء بهشت باشند . ) - م .