تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
قانونى منتشر و در بين جمع معيّنى معلوم باشد ، براى اثبات مسئوليت تمام كسانى كه در آن ناحيه زندگى مىكنند ، علىرغم ناآگاهى برخى از افراد ، كافى است ؟ . . . حقيقت مطلب اين است كه فقها از ديرباز اين اصل را مقيد ساخته‌اند ، چون از جهتى به‌جز كسانى كه مسلمان به دنيا آمده‌اند ، بر ديگران تطبيق نمىكند ؛ آن كسانى كه در بين جامعه با واجبات دينى سروكار دارند ، ( به اين معنى كه افراد تازه مسلمان در ناآگاهى از قانون معذورند ) . ولى از جهت ديگر جز بر قوانين عمومى كه به صورت عام و به‌طور كلى واضح و روشن است - نه به‌طور تفصيل كه افراد غير متخصص آن را درك نكنند . با عنايت به اين‌كه تمام مراقبت‌ها جز احتمال زياد و قرينه‌اى قومى ، بر ناآگاهى تمام افراد ، بدون اين‌كه باعث يقين ما گردد ، چيز ديگرى را عايد ما نمىكند و همچنان اين سؤال براى ما باقى مىماند : مسئوليّت افراد ناآگاه از تكليف خود در حالت خاصّى به كدام اصل از اصول عدالت استوار است ، حتّى اگر تمام مردم در جاى خودش با آن تكليف آشنا باشند ؟ ترديدى نيست كه برخى از امور قطعى و لازم نسبت به من ، آن است كه دلم را نورانى كنم و هركدام از وظايفم را كه نمىدانم ، بپرسم و بياموزم . و حتمى هم نيست كه براى اين منظور با يك مشكل خاصى روبرو شوم ، ولى يك حالت‌هايى وجود دارد كه با كمال صداقت اعتراف مىكنم كه در آن حالات كارى ، كه خودم را پاىبند و يا مخالف آن ببينم ، چيزى نيست جز يك عمل فطرى طبيعى كه از هيچ تحريم و يا تكليفى نشأت نگرفته است ؛ و اين مورد به استثناى حالت ناآگاهى ارادى خطاكار است ، كه يك آدم فاسق اقدام مىكند ، و ارسطو از اين سخن مىگويد . « 1 » چگونه ممكن است كه من در اين شرايط بدون اين‌كه خودم بدانم مسئول باشم ؟ و چگونه ممكن است بدون اين‌كه آگاهى وجدان من مسئوليّت مرا برانگيزد ، من مسئول باشم ؟
هامش
( 1 ) - معلوم مىشود كه پاسكال[ Pascal ]در حملات خود به يسوعيان ( گروهى از مسيحيّت ) در سخن ارسطو تندروى كرده است ، آنجا كه مىگويد : تمام افراد شرور از آنچه بايد انجام دهند ، يا خوددارى كنند - به نظر پاسكال - ناآگاهند ! زيراكه ارسطو اساسا بين ناآگاهى اتّفاقى و ناآگاهى از قانون ( يعنى خير و شر در عمل ) فرق مىگذارد ، زيرا تنها در مورد اوّل فاعل معذور است .[ Provinciales 4 e lettre ]علاوه بر اين‌كه اين تخصيص ارسطويى به نظر نمىرسد ، چون از ميان حالاتى كه سزاوار آمرزش و بخشش مىداند ، خيالىترين حالت[ Eschyle ]در افشاى رازهاست ، بدون اين‌كه بداند اين عمل حرام است .[ Ethique . debut du live III ]علاوه بر اين ، در صورتى كه اگر نظر پاسكال را بپذيريم . نظريهء ارسطو به نظريهء افلاطون و سقراط مشتبه خواهد شد كه اينان فضيلت را با آگاهى به خير و شر ، يكى مىدانند .