جز اينكه ناآگاهى ما به تفصيل احوال نمىتواند ، گسترش يابد ، به مبدأى كه از رفتار فردى تنها وسيلهاى را براى سنجش اخلاقى و آنچه از انواع پاداش در پى دارد ، فراهم مىآورد ، خداى سبحان مىفرمايد :
« وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى »
« 1 »
نبايد كسى بگويد كه ما با اين روش كرامت الهى را بهطور قاطع تنظيم مىكنيم ، زيراكه ما نيستيم كه اين كار را مىكنيم ، بلكه قرآن است كه اين را مىگويد ، آنگاه كه بين دو نوع از فضل و كرم الهى را جدا مىكند : يكى را عام و ديگرى را محدود معرفى مىكند . و موقعى كه قرآن از نوع اول سخن مىگويد ، به صورت فعل ماضى به كار مىبرد :
« وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ »
« 2 » به راستى كه اين نوع از لطف و كرم الهى تمام اشياء را در دنيا شامل است و از اينرو است كه تمام مردم به يك اندازه از آن برخوردارند ؛ خوبان از مردم و بدانشان . اين لطف عمومى تابع نظام هستى است و آن شرط مسئوليت است و به مقتضاى آن ، انسان از دو جنبهء اخلاقى و مادى مالك وسايل لازم براى فهم شريعت و قانون و تسليم در برابر آن است .
ولى قرآن موقعى كه از نوع دوم فضل و كرم الهى سخن مىگويد ، به آينده محوّل مىسازد :
« فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ »
« 3 » ، زيراكه آن تابع نظام ارزشهاست و آن بهاى مسئوليت است ، بنابراين سزاوار است تا براى افرادى كه وظايف و تكاليف خود را با اخلاص رعايت مىكنند ، تضمين شود و اين يك امر طبيعى است . و بر اين اصل حكمت مشهور قرآنى تكيه مىكند :
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ »
« 4 »
ب - اساس قانونى
اين شرط دوم مسئوليت است ، قرآن كريم به ما اعلام مىكند كه هيچ كسى را هرگز به خاطر اعمالش بازخواست نمىكنند ، مگر اينكه قبلا احكام آنها را دانسته باشد .
هامش
( 1 ) - نجم ( 53 ) آيهء 39 : كه براى انسان بهرهاى جز سعى و كوشش او نيست .
( 2 ) - اعراف ( 7 ) آيه 156 : اما رحمت من همه چيز را دربر گرفته است .
( 3 ) - اعراف ( 7 ) آيه 156 : من به زودى رحمتم را براى ( كسانى كه سه كار را انجام مىدهند ) مىنويسم ، آنها كه تقوا پيشه مىكنند ، و آنها كه زكات مىپردازند و آنها كه به آيات ما ايمان مىآورند .
( 4 ) - حجرات ( 49 ) آيهء 13 : گرامىترين شما نزد خداوند باتقواترين شما است .