ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ »
« 1 »
و انجام واجبات نيكو است ، ولى :
« وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ » .
« 2 »
در برابر اين مراتب ارزشى مثبت و آنچه گذشت و ما دربارهء مفهوم اخلاقى خير در قرآن كريم نقل كرديم ، به سادگى مىتوانيم با مراتب ارزش منفى كه قرآن براى نقيض آن مقرر فرموده است ، آشنا شويم .
جز اينكه نردبان ارزشها با اين دو قائمهء متوازى - حتى در خطوط برجسته و روشن - پايان نمىپذيرد ، چه آنكه اين نردبان سه پايهاى است كه اين دو طرف مخالف ، به وسيله حدّ ميانهاى باهم مرتبط مىشود ، بدون اينكه ادامهء آنها گسسته شود ؛ بنابراين ميان ارزش و ضدّ ارزش ، قرآن كريم بىارزشى را مطرح مىكند ؛ چون بين واجب و حرام جايى براى مباح است .
سپس قرآن كريم در بين واجبات نخست واجب مهمتر را مشخّص مىكند ، بعد از آن نقش تكليفهاى ديگر و سرانجام اعمالى را كه ثواب تصاعدى دارند .
چنانكه در اعمال حرام ، گناهان كبيره را به ترتيب مىآورد ، سپس گناهان ريز و درشت ديگر را .
و همچنين مىبينيم كه قرآن كريم بين دو درجهء از اعمال مباح ، يعنى : ساده و آسان و سپس سخت و دشوار را مشخص مىكند .
در اين صورت جا دارد كه ما راجع به چيزهايى پرسوجو كنيم كه دقيقترين انديشه و عقولى كه تنوع بيشترى را درك مىكنند ، مىتوانند چيزهاى ديگرى پيدا كنند كه به اين سازمان درجهبندى شدهء ارزشها بيفزايند ؟ !
به راستى ما قصد بيهودهاى داريم كه مىخواهيم از هر رخنهء ممكنى كه « گوتير » « 3 » رفته ، آگاهى پيدا كنيم كه نسبت به عقل اسلامى كه اين درجهبندى را مطرح كرده ، تعبير « عقل حريص به جداسازى » را اطلاق مىكند . و اين مطلب برحسب آنچه اين انديشمند معترف است ،
هامش
( 1 ) - شورا ( 42 ) آيهء 43 : اما كسانى كه شكيبايى كنند و طرف را مورد عفو قرار دهند ، اين از كارهاى پرارزش است .
( 2 ) - بقره ( 2 ) آيهء 158 : كسانى كه كار نيك به عنوان اطاعت خدا انجام دهند ، خداوند شاكر و داناست .
( 3 ) - نام يكى از دانشمندان .