بنابراين چه گمان مىبريد نسبت به آن قدرت بالايى كه آخرين منبع قانونگذارى به نام اجماع يا حكم مورد اجتماع امّت دارد ؟ . . .
حق اين است كه سيطرهء اجماع ممكن است از برخى نصوص قرآنى نشأت بگيرد ، مانند اين آيهء شريفه :
« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ » .
« 1 »
براى ما اهميّتى ندارد كه بگويند : اين آيه مربوط به تمام امّت محمّدى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است يا اينكه به نسل اول كه وحى را درك كردند كه بيشترين احتمال نيز همين قول است . همواره آنچه مورد توجّه ماست ، اين است كه گروهى از مردم همرأى و همعقيدهاند و قرآن كريم نيز آن را تصديق مىكند ، به عنوان يك نظرى كه از جهت اخلاقى پاك و بىعيب است و بالاتر از آن است كه شرّى را بپسندد و يا مانع خيرى شود .
استدلال همسانى وجود دارد كه امتياز اجماع را مىرساند و ممكن است از آيهء ديگرى نشأت گرفته باشد ، بنابراين پس از آنكه قرآن براى اولى الأمر از مسلمانان حقّ اطاعتى را مقرّر فرمود كه براى خدا و رسولش مقرّر فرموده است ، مىبينيم كه بهطور مستقيم افزون بر اين توجّه خاصّى را مىطلبد و آن اين است كه در حال نزاع و برخورد بايد به دو قدرت ما فوق مراجعه كنند :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) آيهء 110 : « شما بهترين امّتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شديد ( چه اينكه ) امر به معروف مىكنيد و نهى از منكر و به خدا ايمان داريد . »
حقيقت مطلب اين است كه رأى همگان امكان ندارد كه حجّت باشد ! و امكان ندارد كه قواعد فقهى اسلامى همگى صحيح و استوار باشند ، بهطورىكه هيچ شكّ و خطايى در آنها نباشد ، به اين خاطر كه به دليل اجماع وضع شدهاند ! و نيز امكان ندارد كه مقصود اين آيه چنانكه مدّعىاند ، تمام كسانى باشند كه با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از مكّه به مدينه هجرت كردند ، بلكه ممكن است بگوييم : رأى جمعى حجّت است ، در صورتى كه قول معصوم در آن باشد ، اگرنه بدون قول معصوم پذيرفته نيست . نيز امكان ندارد كه تمام قواعد فقهى اسلامى - تا وقتى كه بر پايه و قواعد استنباط شده از كتاب و سنّت نبوى و يا قول معصوم عليه السّلام استوار نباشد - صحيح باشد ، و منظور آيهء شريفه تمام مهاجران همراه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مدينه نيستند ، زيرا شامل كلّ مجموعه مىشود كه بسيارى از آنها با ميگسارى ، آدمكشى و بىدينى از مجموعه خارج شدند ، بلكه مقصود اهل بيت عليهم السّلام است ، چنانكه در مناقشهء دقيق و لطيفى در كتاب دعائم الاسلام قاضى نعمان مغربى ، 1 / 35 و كمال الدين و تمام النّعمة شيخ صدوق . ص 97 و تفضيل امير المؤمنين عليه السّلام شيخ مفيد ، ص 37 و امالى سيّد مرتضى ، 4 / 107 و تفسير مجمع البيان طبرسى ، 2 / 362 و بسيارى از منابع ديگر آمده است .