سال 255 به محضر ابومحمّد عليه السلام نوشت ، اين داستان رااحمد بن سهل بن نوح و احمد بن حسين ( خدايشان بيامرزد ) نقل كردهاند .
از قول وى ( با چند واسطه ) گفتهاند كه وى كتابى به نام « التّوحيد » و « النّوادر » داشته است .
علّامه در بخش دوم « خلاصه » مىگويد : سهل بن زياد رازى مكنّى به ابو سعيد از اصحاب ابوالحسن سوم است ، اما قول شيخ طوسى دربارهى وى مختلف است ؛ درجايى مىگويد : وى ثقه است و در چندين جا مىگويد : وى ضعيف است .
نجاشى مىگويد : او در حديث ضعيف و نامطمئن است ، ابن غضائرى مىگويد : او جدّاً ضعيف و از نظر روايت و مذهب فاسد است .
( مؤلّف ) مىگويم : وى از امام ابومحمّد عسكرى عليه السلام نيز روايت مىكند كه ما حديث او را در بخش توحيد به شمارهى ( 2 ) و در باب وصيت به شمارهى ( 3 ) نقل كرديم .
68 - سيف بن ليث
با اين عنوان نامى در كتابهاى رجال و حديث نيافتيم ، وى از امام ابومحمّد عسكرى عليه السلام روايت مىكند ، و ما روايت او را در بخش دلالات به شمارههاى ( 18 ، 48 و 49 ) نقل كرديم .
69 - ابومحمّد شاكرى عليه السلام
شاكر عربى شدهى چاكر به زبان فارسى است و در آن زمان به خدمتكار و مزدور گفته مىشد . وى مردى بود كه در خانهى امام