قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا »
« 1 »
.
و چون با پيمان شكنان ( طلحه و زبير و . . . ) و ستمگران ( مانند معاويه ) اومارقان ( خوارج ) آهنگ جنگ نمودى و صدق وعدهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را به اثبات رساندى و به عهد آن حضرت وفا كردى ، آنجا بود كه فرمودى :
آيا وقت آن نرسيده است كه محاسنم به خون سرم خضاب گردد ؟ آيا چه وقت شقىترين فرد اين امّت دست به اين كار خواهد زد ؟ با اطمينان كامل از بيّنهء پروردگار به حقانيّت و بصيرت در كارت اقدام نمودى ، در حالى كه با معاملهء با خدا شادمانه بر او وارد شدى و اين است رستگارى و پيروزى بزرگ !
خداوندا ! به تمام انواع لعنتهاى خود بر قاتلان پيامبران و اوصياى پيامبرانت لعنت فرست ! و آنان را به حرارت آتش دوزخت و اصل گردان ! و همچنين لعنت كن كسى را كه حق ولىّ تو را غصب كرد و پس از يقين و اقرار به ولاى او در روزى كه دين خود را كامل كردى ( در غدير خم ) ، عهد و پيمان با او را انكار كرد !
خدايا ! بر قاتلان امير مؤمنان و بر كسانى كه در حق او ستم كردند و بر پيروان و ياران قاتلانش لعنت فرست !
خداوندا ! بر ظالمان و قاتلان حسين عليه السلام و بر ياران و دنباله روان دشمنان حسين عليه السلام و بر آنان كه به خاطر كشتن آن حضرت شادمان
هامش
( 1 ) - احزاب / 23 : در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستند صادقانه ايستادهاند ، بعضى پيمان خود را به آخر بردند ( و شربت شهادت نوشيدند ) و بعضى ديگر در انتظارند ، و هرگز تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود ندارند .