افتاده است . « 1 » و دستور داد به جبرئيل كه دربارهء قوم صالح تا صيحهء هولناكى برآورد به طورى كه آنها به دنبال آن صدا مانند گياه خشكى درآمدند ! « 2 » از جاى خودت به اذن خدا جدا شوى و به اينجا نزد من بيايى و دستش را روى زمين مقابل خودش گذاشت ، پس كوه به لرزه درآمد همانند بلند شدن اسب راهوار و بقدرى نزديك انگشت او شد كه به آن چسبيد و ايستاد و صدا زد : اينك من سخن شما را شنيدم و فرمان بر شمايم اى فرستادهء پروردگار عالميان و براى اينكه دماغ اين مخالفان را به خاك مالى به من فرمان بده ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اينها پيشنهاد دارند كه تو را امر كنم تا از جا كنده شوى و به دو نيم گردى سپس بالاى تو پايين و پايين تو بالا رود و قلّه تو پايين و پايين تو قلّه گردد !
كوه گفت : اى فرستادهء پروردگار جهانيان مرا به آن فرمان مىدهى ؟
فرمود : آرى . پس كوه به دو نيم شد و بالاى آن به سمت زمين و پايين آن به سمت بالا رفت و فرع آن اصل و اصل آن فرع گرديد ! سپس آن كوه فرياد زد : اى تودهء يهود ! اينك چيزهايى را شما مىبينيد كه بالاتر از معجزات موسى عليه السلام است كه شما مىپنداريد به آنها ايمان داريد . پس به يكديگر نگاه كردند ، يكى از آنها گفت : چارهاى نيست ( بايد پذيرفت ) ولى ديگران گفتند : اين مرد جن زده است ، آنچه را بخواهد برايش انجام مىگيرد - از شخص جن زده كارهاى شگفت سر مىزند - بنابراين آنچه مىبينيد شما را گول نزند ! كوه پس از اين حرفها ندا داد : اى دشمنان خدا !
هامش
( 1 ) - به آيات 6 و 7 سورهء حاقه رجوع شود - م .
( 2 ) - به آيه 31 سورهء قمر اشاره دارد - م .